تبليغاتX
http://aftabirani.blogfa.com

http://aftabirani.blogfa.com

عشقم

مراسم عید نوروز درکنار خلیج همیشه فارس و مردمان خونگرم جنوب " بوشهـــــر عزیز"

پیشاپیش سال ۱۳۸۸ را به همه شما عزیزان تبریک

می گوییم  سالی پر از شادی و سلامتی را برایتان

آرزومندم

مردم استان بوشهر همچون دیگر مردمان ایرانی نوروز را با شادمانی دید و بازدید و پوشیدن لباس‌های نو آغاز كرده و خود را مهیای سفر یا پذیرایی از مهمانان نوروز می‌كنند،آنچه در خصوص آئین‌های نوروزی مردم استان بوشهر حائز اهمیت است این نكته است كه در قدیم عید نوروز از اهمیت چندانی برخورد دار نبوده و مردم عید فطر را با شكوه بیشتری برگزار می‌كردند. اما در مورد مراسم‌ نوروز همچون دیگر مناطق عید را با تبریكات و دید و بازدیدهای مرسوم آغاز كرده و با پوشیدن لباس‌های نو به استقبال بهار می‌رفتند.
در شهر بوشهر مراسم نوروز به طور كامل برگزار می‌شد اما پهن كردن سفره هفت سین در نقاط مختلف شهر با هم متفاوت بوده اما همه مردم فرا رسیدن سال جدید را به فال نیك گرفته و در ایام نوروز نوعی شیرینی بنام "بیت گلی" تهیه می‌‌كردند.
تشریفات سفره هفت سین در بین ثروتمندان بیشتر بود و علاوه بر شیرینی "بیب گلی" و "قراپیچ" بقیه شیرینی‌های مورد نیاز را نیز از بازار تهیه می‌كردند.
در حالی كه فرا رسیدن عید نوروز برای همه با خوشحالی و مسرت همراه بوده برای عده‌ای غصه‌آور بود، زیرا از لحاظ
وضعیت مالی در شرایطی نبودند كه بتوانند مایحتاج ضروری ایام عید را تهیه كنند و این ناراحتی را با خواندن این اشعار نشان می‌دادند، عید ما نوروز ما جومه كهنه هر روز ما عید آمد و ما قبا نداریم با كهنه قبا صفا نداریم.
بازیهای كودكانه نواحی مركزی و بیرونی بوشهر نیز با هم متفاوت بود. در ایام نوروز بچه‌های نواحی بیرونی بازیهای چون "تیله بازی"، "هفت سنگ" و "گوگ بازی" برگزار می‌كردند. این در حالی بود كه امكانات بچه‌های نواحی مركزی شهر خیلی بیشتر بود. آنها در ایام عید به میدان وسیعی بنام "لوله خرابی" در محله "جبری" رفته و به بازیهای چون "تیله بازی"، "تخم مرغ بازی"، "قاب بازی" می‌پرداختند و عده‌ای نیز سوار بر نوعی چرخ و فلك دستی بزرگ خود را سرگرم می‌كردند این در حالی بوده كه در همان ایام عید دست‌فروشان اجناس موردنیاز را در میدان مذكور عرضه می‌كردند.
عده‌ای دیگر نوعی وسیله برد و باخت بنام "ده شی" به "سی شی" راه می‌انداختند. این وسیله برد و باخت چنان بود كه یك شیشه دهن گشاد چهارگوش را پر از آب كرده و یك استكان در ته آن جای می‌دادند و هركس موفق می‌شد كه از بالای شیشه یك عدد "ده شاهی" به درون استكان بیندازد "سی شاهی" برنده می‌شد و گرنه "ده شاهی" را از دست می‌داد.
مراسم چهارشنبه سوری نیز علاوه بر بوشهر در تمام نقاط ایران هم مرسوم بوده این رسم تا نیمه سده پیش نزد مردم بوشهر ناشناخته بود، اما این بدان معنا نبود كه آنان از این رسم بی‌اطلاع باشند یا آن را فراموش كنند. آنها آخرین شب چهارشنبه ماه صفر هر سال هجری قمری را در واقع به منزله چهارشنبه سوری می‌دانستند، زیرا ماه صفر و به ویژه روز ۱۳ صفر را بسیار سنگین قلمداد می‌كردند و به خاطر اینكه از نحس بودن این ماه جان سالم به در برند و به ماه‌های دیگر منتقل نشود، در عصر آخرین سه شنبه ماه صفر به كنار دریا می‌رفتند و پاهای خود را تا ساق در آب می‌زدند و ضمن آنكه چند عدد سنگ به درون آب پرتاب می‌كردند می‌گفتند؛ "درد و غم در، تو اوو دریه بیشو"،و اعتقاد داشتند این كار را باید تا پیش از غروب آفتاب انجام دهند و اگر به ساعات بعد انجامد فایده‌ایی نخواهد داشت. اما بعد از بازگشت از دریا، این مراسم را در محل دیگری هم انجام می‌دادند. ۲۱ عدد سنگ ریزه از هفت راه را جمع آوری كرده از هر راه سه سنگ و جمعا ۲۱ عدد و آن را در زیر تابه گرمك كه به روی آتش جای داده بودند می‌نهادند و چند بار به روی تابه می‌پریدند، آنگاه سنگ ریزه‌ها را درون ظرف پر از آب ریخته و آب روی آن را به همه افرادی كه در آنجا جمع آمده بودند برای طول عمر می دادند.
هرگاه چهارشنبه سوری به فصل تابستان تقارن پیدا می‌كرد، معمولا نوجوانان در صبح روز چهارشنبه راهی دریا می‌شدند و مراسم چهارشنبه سوری خود را با شنا كردن در آب دریا به جای می‌آوردند.
آداب نوروزی دیگر شهرهای استان بوشهر
در شهرستان دشتستان مردم همزمان با عید نوروز به دیدار یكدیگر رفته و عید را به هم تبریك می‌گویند، همچنین به امام زاده‌ها می‌روند غذا درست می‌كنند و بچه‌ها از بزرگترها عیدی می‌گیرند، سفره هفت سین هم كه قبلا نبوده امروز این رسم را هم به جای می‌آورند و به طور كلی نوروز را با تشریفات كامل انجام می دهند.
در برازجان همچون اكثر نقاط استان بوشهر، عیدی كه از نوروز مهم‌تر بوده عید فطر است كه عمده دید و بازدیده‌ها در آن روز بوده و معتقد بوده‌اند كه نوروز متعلق به ثروتمندان است و عید فطر متعلق به فقر است.
در این منطقه از استان قبلا مراسم سیزده بدر نبوده و این روز را نحس می‌پنداشتند اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این رسم با تشریفات كامل برگزار می‌شود. مردم به صحرا رفته و غذای خود را در آنجا می‌خوردند در این روز دخترهای مجرد سبزه‌ها را گره زده و به این نیت كه بختشان باز شود می‌گویند، سیزده بدر سال دیگر خونه شوهر.
در شهرستان گناوه نیز چند روز قبل از نوروز را عید مردگان می‌گویند و برای اینكه از اموات خود یادی كرده باشند میوه به قبرستان برده و نذری می‌دهند.
خانه تكانی به طور كامل از دیگر رسوم معمول مردمان این دیار است كه سال نو را با پاكیزگی و نظافت كامل منزل خود شروع كنند.
اگر خانواده‌های چند ماه قبل از سال نو یكی از نزدیكانش فوت كرده باشد از طرف آشنایان دور و نزدیك از بقیه افراد خانواده می‌خواهند كه لباس مشكی خود را دربیاورند و لباس نو بپوشند. همچنین چند روز قبل از سال نو مقداری گندم داخل بشقابی می‌ریزند و آن را آب می‌دهند و پارچه‌ای را هم روی آن می‌گذارند و آب می‌دهند تا سبز شود و آن را روی سفر خود می‌گذارند. مراسم نوروز در شهر دیلم و توابع آن به این صورت بوده كه چون در قدیم زمان تحویل سال را نمی‌دانستند وقتی بزرگ مجلس زمان تحویل سال را اعلام می‌كرد همه به گفته او عمل كرده و عید را به هم تبریك می‌گویند و شیرینی می‌خوردند. در موقع تحویل سال همه باید در خانه باشند و اگر كسی در خانه نباشد می‌گویند همیشه در سفر است.
در نقاط مختلف شهرستان دیگر نیز عید نوروز از اعیاد مهم به شمار نمی‌رفت همچنان كه عید فطر عیدی است كه از اهمیت بیشتری برخوردار است.
در این منطقه نیز خانه تكانی،پوشیدن لباس نو، دید و بازدید، رفتن به دشت و صحرا از رسوم متداول است. در چهارشنبه سوری نیز رسم بر این بوده كه مادران یك قاشق شكر كف دست بچه‌ها می‌ریختند و می‌گفتند بروید این شكر را به دریا بریزند و به این نیت كه ذهن دریا شیرین شود تا از ما راضی باشد، ضمنا این كار خاصیت دفع چشم زخم را هم داشته است.
در شهرستان دشتی نیز كسانی كه وضع مالی بهتری داشتند سفره هفت سین پهن می‌كنند در حالی كه امروزه اكثر خانواده‌ها این رسم را به جا می‌آورند و در سفره هفت سین سبزی، آئینه، شمع، تخم مرغ رنگ كرده قرار داده و در هنگام تحویل سال معتقدند تخم مرغ‌ها تكان می‌خورند.
در روستای چاووشی نیز بر این عقیده بودند كه یك ساعت قبل از تحویل سال گوسفندی را می‌دوشیدند و شیر آن را در جایی قرار می‌دادند و اگر شیر به ماست تبدیل می‌شد اعتقاد داشتند كه سال تحویل گردیده است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 14:29  توسط آفتاب ایرانی  | 

یک نکته جالب در مورد تحویل سال 88

ساعت ۱۵ و ۱۳ دقیقه و ۳۹ ثانیه روز جمعه ۳۰ اسفند ۱۳۸۷ هجری شمسی مطابق با ۲۲ ربیع الاول ۱۴۳۰ هجری قمری- ۲۰ مارس ۲۰۰۹ میلادی

خوب تا اینجاش شاید عادی باشه ، اما یک مساله جالب توش هست البته اگر اشتباه نکرده باشم و آن هم اینه که کلی عدد ۳ در این روز و لحظه سال تحویل هست . یکمی که بیشتر دقت کنیم اینجوری می شه:

ساعت ۳ و ۱۳ روز ۳۰ اسفند ۱۳۸۷ هجری شمسی

۲۲ ربیع الاول ( ماه سوم هجری قمری ) سال ۱۴۳۰ هجری قمری

۲۰ مارس ( ماه سوم میلادی ) سال ۲۰۰۹ میلادی

هفتا عدد ۳ توی تحویل سال امسال هست . شاید این یجور هفت سین باشه !

امسال هم که سال گاو ، گاو هم که ۳ حرفیه !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 14:58  توسط آفتاب ایرانی  | 

نامه ای از طرف خدا

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی را به من بگویی، اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.

تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی.

تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی.

موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!

احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی.

آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید.

 

دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی...

دوست و دوستدارت: خدا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 7:18  توسط آفتاب ایرانی  |