تبليغاتX
http://aftabirani.blogfa.com

http://aftabirani.blogfa.com

عشقم

شرط عشق

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آن را از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".

پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط چند تا حباب رو آب ديد.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 9:10  توسط آفتاب ایرانی  | 

کاش در دهکده عشق فراوانی بود

من از نیش زبان گاه و بی گاهت، کمی رنجیده ام

ازنمک پاشیدنت بر زخم هایم هم، کمی رنجیده ام

گرچه این بی مهریت از روی اجبارست ، لیک

باز از سردی گفتارت، ولی رنجیده ام

قصه های دل سپردن را تو می دانی عزیز

چون تو بیگانه شدی با غصه ها ، رنجیده ام

گرچه ما جرمی نکردیم وجدایی سهم ماست

فاصله عادت شدت، از این یکی ، رنجیده ام

گرچه این زخم زبان دیگران عادت شده

تا کجا؟ تا آسمان از دستشان، رنجیده ام

باز هم بی خوابی وبی تابی من را نبین

این دروغی بیش نیست، کز دست تو رنجیده ام

عزيزان من بياييد تا زنده هستيم قدر همديگر را بدانيم

نزاريم كسي از دستمان رنجيده خاطر شود

بياييد با هم خوب باشيم .

به همديگر اين همه زخم زبان نزنيم

همديگر رو مسخره نكنيم .....و هزاران چيزهاي ديگر

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 8:52  توسط آفتاب ایرانی  |