تبليغاتX
http://aftabirani.blogfa.com

http://aftabirani.blogfa.com

عشقم

تولدم

سلام دوستان عزیزم 

امیدوارم که حال همتون خوب باشه

می دونید دیشب چی شد؟؟

نمی خواید بهم تبریک بگید دیشب دوشنبه ۳۰ دی تولدم بود

عزیز دلم برام یه کیک خوشگل خریده بود

 این هم عکسی که از کیکی که عزیز دلم گرفته بود تا شما دوستانم هم ببینید

 

 

یه عالمه از دوستام اومده بودن و برام کادو آورده بودن

این هم عکسی که از دوستام گرفتیم

دو تا دوستام هم برام گل هدیه آوردن

این هم عکس دوستام

 

من هم از خوشحالی دور خودم می چرخیدم می دونید چه جوری -------->

  

 این هم گروه ارکست که با هزار منت که سرمون شلوغ است آوردیم

می گن بهترین ارکسته شب قبل از لس آنجلس آمده بودن

که دوتا رقصنده هم با خودشون آورده بودن

 

 

همه دوستام با هم برام می خوندن

 تولد تولدت مبارک

بیا شمع ها رو فوت کن تا صد سال زنده باشی 

 

بقیه هم برام دست می زدن

 

یکی از دوستام هم که رقصش خوب بود برام می رقصید

 

یه چند تا از دوستام با همدیگه کردی می رقصیدن

 

 

اين هم عكس من و همسرم كه با هم مي رقصيديم

گیج شدم اینقدر تابم نده

 

 

 این هم عکس بچه یکی از مهمانها که خیلی هم بی ادب بود

این هم عکس پدر بزرگم که اومد تولدم

 

 

یه عکس هم با کلاه بوقی گرفتم این هم عکسم

این هم عکسم با کادو هایی که گیرم آومد 

 

 

اين هم كادويي كه همسرم برام گرفته بود

 با یه گل خوشگل و یه بوس عاشقونه 

 

 

 

این هم عکس گل خوشگلی که همسرم گرفته بود

 

 

 

 

این هم آشپز مهمانی که زحمت آماده کردن شام رو کشید

اخر سر هم همه رفتیم برای خوردن شام

  

بعد هم که همه مهمان ها رفتن با مامانم حسابی خونه رو تمیز کرديم

این هم عکس مامانم که در حا جارو کشیدن است

کادوهاتون یادتون نره 

لطفانفری ۱۰ تا نظر بدید.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 12:41  توسط آفتاب ایرانی  | 

برگزیده ترین ایمیل از نظر زنان

کریسمس بر همه مسیحیان عزیز مبارک .

تعطیلات بهتون خوش بگذره

 

لطفا این متن را تا آخر بخوانید شاید خیلی آقایون از این مطلب خوششون نیاد ولی بخونیدش ضرر نداره....................

برگزیده ترین ایمیل سال از نظر زنان.

 آقایی از رفتن روزانه به سر کار خسته شده بود در حالی که خانمش هر روز در خانه بود.
او می خواست زنش ببیند به او در بیرون چه می گذرد.
بنابر این دعا کرد :
خدای عزیز :من هر روز سر کار می روم و 8 ساعت بیرونم در حالی که خانمم فقط در خانه می ماند. من می خواهم او بداند برای من در بیرون چه می گذرد؟
بنابراین لطفا اجازه بدین برای یک روز هم که شده ما جای همدیگه باشیم.
خداوند با معرفت بی انتهایش آرزوی این مرد را برآورد کرد .
صبح روز بعد مرد با اعتماد کامل همچون یک زن از خواب بیدار شد و برای همسرش صبحانه آماده کرد بچه هارو بیدا کرد و لباسهای مدرسه شونو اماده کرد براشون صبحانه داد ناهارشان را تو کوله پشتی شون گذاشت و به مدرسه برد.


خانه رو جارو کرد- برای گرفتن سپرده به بانک رفت- به بقالی رفت- جای خواب گربه ها رو تمیز کرد- سگ رو حمام داد . ساعت یک بعد از ظهر بود و او عجله داشت برای درست کردن رختخوابها . به کار انداختن لباسشویی- جارو و گرد گیری .
- تی کشیدن آشپز خانه- رفتن به مدرسه برای آوردن بچه ها و سرو کله زدن با آنها در راه منزل .
- آماده کردن شیر و خوردنی ها و گرفتن برنامه بچه ها برای تکلیف آنها در خانه .
- اتو کشی و مرتب کردن میز غذا خوری نگاه کردن تلویزیون حین اتو کشی در ساعت 4:30 بعد از ظهر و............ ......... .....(از ذکر انجام بقیه کارها فاکتور گیری شد.)
در ساعت 9:00 او از یک کار طاقت فرسای روزانه خسته شده بود او به رختخواب رفت در حالی که باید رضایت .........

صبح روز بعد بلافاصله قبل از بیدار شدن از خواب گفت :
خدایا :من چه فکری می کردم من سخت در اشتباه بودم. برای غبطه خوردن به کارهای روزانه زنم در منزل. لطفا اجازه بده من به حالت اول خود برگردم .
خداوند با معرفت لایتناهی خود جواب داد:
پسرم من احساس می کنم تو درست را یاد گرفتی و خوشحالم که می خواهی به شرایط خودت برگردی ولی تو فقط مجبوری نُه ماه صبر کنی زیرا تو دیشب حامله شدی!!!

 اگر شما جای این آقا بودید چکار می کردید؟؟؟؟؟

 

در اين شبها من را از دعاي پرفيض خود محروم نكنيد

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 14:49  توسط آفتاب ایرانی  |