دیگو آرماندو مارادونا
دیگو آرماندو مارادونا ( متولد ۳۰ اکتبر ۱۹۶۰ در ویلا فیوریتو، امروزه پاتریدو در ایالت بوینسآیرس)، فوتبالیست آرژانتینی. وی فوتبال دهه نود را به خودش اختصاص میدهد. تیم ملی آرژانتین توانست در زمان او سال ۱۹۸۶، جام جهانی فوتبال را متعلق به خود کند و در سال ۱۹۹۰ به نایبقهرمانی جهان دست یابد. از سال ۲۰۰۵، مارادونا به عنوان مجری تلویزیونی کار میکند.

شايد اگر سالگذشته، كسي از احيا شدن و حتي زنده ماندن «مارادونا» سخن
ميگفت، همه به حرف او ميخنديدند. «مارادونا» به يك ويراني
كامل رسيده بود. اما او بازگشت، هرچه باشد، او «مارادونا» است،
كه غيرقابل پيشبينيترين كارهاي دنيا را انجام ميدهد. حالا هم،
نميتوان به بازگشت كامل او اميد داشت. او «مارادونا» است و شايد
فردا روزي بدتر از ديروزش شود. اما فعلا اين «مارادونا» چنان
بازگشته كه با دوران اوج فوتبالش از حيث فيزيكي ميتواند قياس
شود. «ديگو آرماندو مارادونا» با آن هيكل چاق و مضحك و خندهدار،
كه به دليل استفاده بيش از حد از كوكايين و رعايت نكردن رژيم
غذايي به آن دچار شده بود، در سالهاي گذشته چندين بار تا
آستانه مرگ رفت، اما با خوششانسي از آن جست. زن سابق او كه
«كلوديا» نام دارد، شايد براي محافظت از او، سال گذشته به
دادگاه پيشنهاد داد «مارادونا» را به دليل بيماري رواني در
بيمارستان رواني بستري كنند. اما اين روزها گذشت و «مارادونا»ي
افسانهيي پس از بارها دست و پنجه نرم كردن با مرگ سربلند
بيرون آمد و دوباره به زندگي بازگشت. زندگي پرفراز و نشيب و پر
از جدال مارادونا در گفتوگويي صادقانه با وي در مطلب زير بررسي
شده است. اعتراف «مارادونا» در صحبت راجع به گذشتهاش صادق
است: «من معتاد به كوكايين بودم. كوكايين داشت مرا ميكشت.
بدون اينكه استراحت كافي داشته باشم يا تغذيه مناسبي داشته
باشم فوتبال بازي ميكردم. شايد به اين دليل بود كه برخلاف
ظاهرم، بدنم از داخل روزبهروز داشت تهيتر و ضعيف ميشد».
«مارادونا» حالا ادعا ميكند كه از حيث استفاده از مخدر در حال
حاضر يك آدم پاك است. او اين روزها در مورد ضررهاي موادمخدر
سخنراني ميكند. هيكل او هم روي فرم است و پس از عمل جراحي
ليپوساكشن كه گويي روي او نتيجه معجزهآسايي داشته، كسي كه
عكسهاي سالهاي گذشته «مارادونا» را ديده باشد، امسال قادر به
شناختن او نيست. «مارادونا» در حال حاضر حتي لاغرتر از دوران
بازيكنياش، خصوصا اواخر دوران بازيكنياش شده و با آرامشي
مثالزدني يك بار ديگر به صحنه فوتبال بازگشته است، البته نه
در قالب يك بازيكن، با اينكه از «مارادونا» اين هم بعيد نيست.
ماردوناي شومن دو، سه ماه پيش «ديهگو»ي كبير يك برنامه
تلويزيوني به نام «شب شماره ده» راه انداخت كه بسيار سروصدا
به پا كرد. جالب اينكه اولين ميهمان برنامه او هم كسي جز
«پله» افسانهيي نبود كه ميان اين دو براي كسب عنوان بهترين
فوتباليست تاريخ رقابتي سخت در جريان است )سالهاست اين بحث
وجود دارد(.. بدون فوتبال هرگز هر قدر
هم «مارادونا» در فرم خوبي بسر ببرد، به دليل عجين بودن نام او
با فوتبال ، جز با بازگشت به فوتبال بازگشت او شكوه كامل را
نخواهد داشت. شايد با درك اين نكته باشد كه رييس فدراسيون
فوتبال كشور آرژانتين به اين اسطوره فوتبال پيشنهاد داد پستي را
در فوتبال كشورش بپذيرد. اما «مارادونا» فعلا پاسخي به اين
درخواست نداده و رييس فدراسيون فوتبال آرژانتين چون دامادي
است كه هر لحظه انتظار پاسخ مثبت عروسش را ميكشد. تصور خيليها
بر اين است كه گذشت زمان اين مساله را هم حل خواهد كرد و
بازگشت مارادونا كامل خواهد شد، حاشيههاي زندگي
«مارادونا» در ظاهر رسانهيي، شايد به عنوان يك تحليلگر در آلمان
در جامجهاني حاضر شود. او ميگويد: «خيليها فكر ميكنند بهترين
اتفاقي كه در زندگي من افتاده، قهرماني در جامجهاني است.

اين
شايد درست باشد، اما اين چيزها از جنبه ديگري به ضرر من شده
است. افتخارات ورزشي باعث شده بودند تا من چشم بر زندگي
شخصيام ببندم و نتوانم اتفاقات بزرگ و مهمي را كه در زندگي
شخصيام افتادند، درك كنم و لذت ببرم. افتخارات ورزشي به جاي
خود، اما بهترين اتفاق زندگيام ديدن بزرگ شدن دخترانم بود.
خيلي دوست دارم ميتوانستم زمان را به عقب بازگردانم تا بهتر
بتوانم رشد و نمو آنها را به نحو بهتر و نزديكتري شاهد باشم.»
«مارادونا» در حال حاضر بيشترين توجه را به خانوادهاش نشان
ميدهد. او ميگويد: «پيش از اين هم بايد اينگونه ميبود كه
كوتاهي كردم». البته او تقصير كار است، اما تمام تقصيرات بر
گردن او نيست... رسانههاي ويرانگر سايهيي كه رسانهها روي
زندگي مارادونا انداختند، زندگي او را از ريخت انداخت و تمام
مسائل را تحتالشعاع قرار داد، تصويري كه رسانهها از او ساختند،
اگرچه برگرفته از رفتارهاي خود اوست، اما مارادونا از اين مساله
شاكي است كه رسانهها بخشي از حقيقت وجودي او را گرفتند و
چيزهاي ديگر را ناديده و ناگفته گذاشتند. او ميگويد: «رسانهها و
مطبوعات، تنها توجهشان مساله اعتياد من به كوكايين بود و گويا جز
اين كاري نداشتند. روزنامهها هميشه منتظرند تا شما را غرق كنند.
آنها ظاهرا ميخواستند مرا رسوا كنند، اما نميدانستند با اين كارشان
در اصل دارند موادمخدر و كوكايين را تبليغ ميكنند. روزنامهها
آنچه را كه حقيقت داشت نميديدند، هدف آنها فقط و فقط فروش
روزنامههايشان بود و به اين هدف هم رسيدند، گرچه موفقيت آنها
در دورهيي به بهانه شكستن تصوير مارادونا و زندگي او تمام شد.»
مارادوناي بنلادن شايد به اين دليل بود كه «مارادونا» يك بار
به خبرنگاراني كه داشتند به خانه او نزديك ميشدند، چند گلوله
شليك كرد. او به دليل اين كار به دو سال حبس تعليقي محكوم شد.
«مارادونا»ي كبير اين موضوع را چنين توضيح مي دهد: «من براي
دفاع از خانوادهام آن كار را انجام دادم و هميشه گفتهام در
اين زمينهها مثل بنلادن هستم. اگر كسي در مورد خودم و
خانوادهام كاري را صورت دهد، در جواب دادن به او هيچ حد و
مرزي نميشناسم و اذعان دارم و اعتراف ميكنم در اين جور موارد
كه پاي دفاع از خانواده پيش ميآيد من خشنترين مرد روي زمين
هستم. همين جا باز هم تكرار ميكنم اگر كسي به خانواده من
اهانت كند، كاري ميكنم كه اين مساله برايش گران تمام شود.
من كه يك بار آن گونه برخورد كردم و شليك كردم، بيترديد دفعه
بعد شديدتر از آن را انجام خواهم داد.» عشق فوتبال نه پول
مارادوناي رند و شيطان و شوخ و حقهباز كه يك بار با گلي كه با
دست به انگليس زد و آن را دست خدا خواند و يك ملت را از خشم و
عصبيت به خود لرزاند، شيطنت خود را اؤبات كرده، هنوز هم آدمي
پرهيجان و مهم است. او با همان هيجاني كه او را به عنوان
بهترين فوتباليست تاريخ تثبيت كرد، ميگويد: «هنوز هم، مثل همه
عمرم در حال جنگيدن هستم. حالا ميجنگم براي آنكه به
فوتباليستها بفهمانم بايد براي كاري كه انجام ميدهند، دل
بدهند، با عشق بازي كنند، نه اينكه بنده پول باشند. من در حال
حاضر، خودم را به بازيكناني چون «رونالدينيو، رونالدو، بكام و
رائول نزديكتر از بزرگاني چون پله و بكنباوئر و پلاتيني حس
ميكنم.» بهترينها كيستند? مارادونا اعتقاد دارد در حال حاضر
بهترين بازيكن دنيا «رونالدينيو» است، اما همچنان به سوالي كه
يك دهه بيشتر است كه مردم منتظر پاسخ آن هستند، جواب نميدهد.
او از پاسخ به اين سوال كه «بهترين بازيكن تاريخ فوتبال
كيست?» طفره ميرود. پاسخ او سرشار از طنز است: «مادرم ميگويد
من بهترين هستم، من هم بايد مثل همه حرف مادرم را قبول كنم.
پله هم همين كار را ميكند.» اما او كتمان نميكند از ميان
جوانان حال حاضر فوتبال «وين روني» را هم، كه از لحاظ فيزيكي
خيلي شبيه مارادوناي جوان است، ميپسندد. «روني» حتي يك بار
هم گلي را با دستش به ؤمر رسانده و خيليها آن گل را با گل
«مارادونا» با انگليس مقايسه كردهاند. نظر مارادونا در مورد او
مثبت است: «روني بازيكن بزرگي است. استعداد و تكنيك بالايي
دارد و از قدرت خوبي هم بهرهمند است.، اما در حال
حاضر خيلي جوان است و بايد يك نفر پيدا شود و او را راهنمايي
كند».. او در اين نكته كه سالها نتوانست آرامش
دلخواهش را به دست آورد، خود را مقصر ميداند. اما ميافزايد: «حالا
ديگر از زندگيام راضي و خوشحال هستم. به نسبت قبل خوشبختترم.
حالا هر صبح كه از خواب بيدار ميشوم دخترانم را ميبينم و حالا
درك كردهام كه مهمترين چيز در زندگي من دخترانم هستند نه هيچچيز ديگري».
اول همه سلام به بهترينم چون روز خودشه 











تولدت مبارک مي خواد بهت بگه عزيزم دوستت دارم
دوستت دارم تولدت مبارك

در منزل ما شب نوزدهم که تولد مامانم و همسر عزیزم تولد است یه خبرهایی بود .البته شما عزیزان همه دعوتید آخه من برای همه شما کارت دعوت فرستادم.
بادکنک ها




مامانم با همسر گلم کیک و بریدن 
و همه از خوشحالی دست می زدن


بچه ها همه با هم خوشحالی می کردن

تمام مهمان ها دسته جمعی با هم می رقصیدن
همه مهمان ها
یه عالمه کادو آورده بودن
همسرم
هم این جوری می رقصید




ارکست هم می نواخت 



ممنون از همگی شما عزیزانم که به این تولد تشریف آوردین امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه 
