وقتی یه سالت بود اون بهت غذا داد و حمومت کرد ..
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟ با شب نخوابی هات و گریه کردن هات
وقتی دو سالت بود اون بهت یاد داد چه جوری راه بری
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟با فرار کردنت وقتی که هی صدات میکرد
وقتی 3 سالت بود اون با عشق برات غذا هات رو درست میکرد
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟با پرت کردن بشقاب غذات رو زمین
وقتی 4 سالت شد اون بهت چند تا مداد و گچ رنگی داد
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟با رنگ کردن و خط خطی کردن میز اتاق غذاخوری
وقتی که 5 سالت بود یه لباس خوشگل واسه تعطیلات تنت کرد
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟با تلپی خودت رو انداختن رو یه عالمه گِل و شُل
وقتی 6 سالت شد اون تورو به دبستان برد
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟با جیغ و گریه و زاری که من نمیخوام برم مدرسه
وقتی 7 سالت بود واست یه توپ خرید
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟با شوت کردنش به شیشه ی همسایه بغلی
وقتی 8 سالت شد یه روز واست بستنی خرید
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟با ریختن وچکه کردنش روی تمام لباست
وقتی 12 سالت بود بهت گفت بعضی از برنامه های تلویزیون رو نباید ببینی..مناسب تو نیست
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟صبر میکردی پاشو از خونه بزاره بیرون و می رفتی و می دیدی
وقتی 13 سالت بود ازت خواست موهات رو با یه مدل جدید کوتاه کنی
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟بهش گفتی که سلیقه نداره
وقتی 14 سالت شد هزینه یه ماه تعطیلات که بری کمپ تابستانی رو پرداخت کرد
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟ فراموش کردی حتی یه نامه ی خشک و خالی واسش بفرستی
وقتی 15 سالت بود خسته که از سر کار بر میگشت .دلش میخواست بغلش کنی
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟تو اتاقت بودی و درو هم قفل میکردی
وقتی 16 سالت شد بهت رانندگی یاد داد
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟تو هر فرصتی ماشینشو ازش میگرفتی
وقتی 17 سالت بود .یه شب اون منتظر یه تلفن خیلی مهم بود
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟ تمام شب تلفن رو اشغال کردی
وقتی 18 سالت شد ..اون تو مراسم فارغ التحصیلی تو از دبیرستان اشک شوق ریخت
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟ شب رفتی مهمونی و تا صبح خونه نیومدی
وقتی 19 سالت شد.شهریه دانشگاهت رو پرداخت کرد ..خودش بردت دانشگاه و وسایلت رو حمل کرد
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟همون جلوی در خوابگاه بهش گفتی خداحافظ و گفتی بره که جلوی دوستات آبروت نره
وقتی 20 سالت بود ازت خواست بهش بگی که آیا کسی تو زندگیت هست یا نه..
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟گفتی به تو مربوط نیست
وقتی 21 سالت بود یه برنامه هایی رو برای آینده ات پیشتهاد کرد
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟بهش گفتی که علاقه ای نداری که مثل اون بشی
وقتی 22 سالت شد ..روز فارغ التحصیلی از دانشگاه در آغوشت گرفت
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟بهش گفتی می تونه پول بده که بری اروپا؟
وقتی 23 سالت شد ..اون مبلمان اولین آپارتمانت رو بهت داد
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟ به دوستات گفتی چه مبل های زشتی
وقتی 24 سالت بود نامزدت رو دید و ازت برنامه ی آینده تون رو پرسید
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟بهش چشم غره رفتی و غر زدی که :اهِ مامان .خواهش مي كنم
وقتی 25 سالت بود.اون کمکت کرد که هزینه های عروسیت رو بپردازی و اشک ریخت و بهت گفت که عمیقا دوستت داره .
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟اسباب کشی کردی رفتي به یه شهر دور
وقتی 30 سالت شد..یه مقداری راجع به بچه بهت نصیحت کرد
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟گفتی :مامان دوره زمونه عوض شده
وقتی 40 سالت شد ..بهت زنگ زد تا تاریخ تولد یکی از نزدیکانت رو به یادت بیاره
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟بهش گفتی فعلا خیلی گرفتاری
وقتی 50 سالت بود اون احساس کسالت میکرد و ازت خواست که ازش مراقبت کنی
تو چه جوری ازش تشکر کردی؟؟واسش درباره پدر و مادر هایی گفتی که بچه هاشون ترکشون کردن
و حالا ..روزی هست که اون آروم و خاموش خوابیده و همه کارهایی که تو انجام ندادی براش ..مث برق و باد تموم شده و رفته و.......آه ......ای کـــــــــــــــــــــاش
اگه این قدر خوشبخت هستی که هنوز مادرت رو در کنارت داری ..یه تغییری براش ایجاد کن و ازش به طور کامل قدر دانی کن
همیشه بهش عشق بورز ..
یـــــــادت نره که تو در تمام زندگیت تنها یه مــــــــــادر خواهی داشت
یه اعتقاد قلبی دارم که مادرها این قدر پیش خداوند عزیز هستن که روزای مادر و
تولد بچه هاشون دوباره روحشون بر میگرده بین ما و همون زمان فرزندانشون اگه
حاجتی داشته باشن ..مـــــــــادر پیش خداوند شفاعت اونها رو خواهد کرد