تبليغاتX
http://aftabirani.blogfa.com

http://aftabirani.blogfa.com

عشقم

چگونه میتونیم بفهمیم که کامپیوتر چه مدت روشن بوده؟

ممکنه به هر دلیلی دوست داشته باشین بدونین که کامپیوترتون چند وقته که روشنه.

خوب برای فهمیدن این موضوع به Run رفته و cmd رو تایپ کرده و OK رو انتخاب کنید.

حالا جلوی عبارت System Up Time میتونین مدت زمان روشن بودن کامپوترتون رو ببینید.

روش دوم هم اینه که تو cmd عبارت net statistics workstation رو تایپ کنید که بهتون میگه که کامپیوترتون از چه ساعتی روشن بوده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 6:49  توسط آفتاب ایرانی  | 

داستانک

آي دختراي نادون................................چي اومد به سراتون
نگاه کنيد ما پسرا...............................چه کرديم با دلاتون
آي پسرا آي پسرا ..............................دشمن دخترا شين
آي پسرا آي پسرا...............................ديگه عاشقشون نباشين

 

يك داستان كوتاه

در تعطيلات كريسمس،در يك بعد از ظهر سرد زمستاني،پسر شش هفت ساله‌اي جلوي ويترين مغازه‌اي ايستاده بود. او كفش به پا نداشت و لباسهايش پاره پوره بودند. زن جواني از آنجا مي‌گذشت. همين كه چشمش به پسرك افتاد، آرزو و اشتياق را در چشمهاي آبي او خواند.دست كودك را گرفت وداخل مغازه برد و برايش كفش و يك دست لباس گرمكن خريد...بيرون آمدند و زن جوان به پسرك گفت: حالا به خانه برگرد.انشاا...كه تعطيلات شاد و خوبي داشته باشي.پسرك سرش را بالا آورد، نگاهي به او كرد...

پرسيد: خانم! شما خدا هستيد؟؟؟

زن جوان لبخندي زد و گفت: نه پسرم. من فقط يكي از بندگان او هستم.
پسرك گفت:

مطمئن بودم با او نسبتي داريد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 7:45  توسط آفتاب ایرانی  | 

نــتــیــجــه نـــظـــرخـــواهـــی

سلام

بهتون قول داده بودم مفصل درباره نـــــظـــر خـــــــــواهی باهاتون صحبت کنم

و اما نتیجه نـــــــــــظـــــــر خـــــــــواهـــــــــــــــی

قسمتهایی که به صورت (پررنگتر و در پرانتز)می باشد جواب نویسنده وبلاگ آفتاب ایرانی به این دوستان است.

 

تعطیلی وبلاگ:

(وبلاگ پونه که بسیار بی ادبانه در مورد تعطیلی وبلاگ نوشته بودن که می تونستن خیلی مودبانه تر معایب وبلاگ رو بگن مثل بقیه دوستان اما متاسفانه خودتون بخونید و قضاوت کنید!!!!!)

نویسنده: پونه

وب زدی یا ریدی؟

اگه تعطیلش کنی سنگین تری جدی میگم

 

 

و اما بقیه وبلاگها در جواب وبلاگ پونه :

وبلاگ مهدیس گلی: اگه تعطیل بشه ما میمیریم. بدون آفتاب همه یخ می بندیم.

وبلاگ هانیه: حیف نیست وب به این باحالی بسته بشه.

وبلاگ بیتا سالک: با این همه ذوق و انرژی که دارید حیف نیست وبلاگ رو تعطیل کنید؟

وبلاگ مجید: ما که گول نمی خوریم. وبت هم تعطیل بشو نیست که نیست.

وبلاگ رضوانه: وبت رو تعطیل نکن.

وبلاگ گلناز: نه تعطیلش نکن خوبه.

:  سایتت خیلی عالیه پس نباید تعطیلش کنی.˙Marziyeh˙وبلاگ

 یه وقت وبت رو تعطیل نکنیا!!!!!: $t3ONوبلاگ

وبلاگهای دوستان عزیز گفتن که هر روز آپ نکن  : رضوانه. همسر عزیزم . امان صیادی. سید حسن. ساعده. نازیلا.  جام باده.

Marziyeh˙ღ… . love emperor... $t3ON

نسبت به درصد بالای نظر دوستان : (از این به بعد وبلاگ آفـــــتـــــاب ایـــــرانـــــی یک روز در میان آپ می شود.)

 

وبلاگ سلطان قلبها : جک و چیزهای خنده دار زیاد قرار بدین. اما در حالی که سپیده خانم : اگر از جوک یا نوشته هایی که به کسی توهین می کنه استفاده نکنید بهتر است. ( باشه حرف شما متین و مورد قبول من )

 

  و حامد و همسرم :بیوگرافی اشخاص خارجی رو خواستن$t3ONوبلاگ

اما  وبلاگ رضا و مهدیس گلی : قسمت سینما رو به خاطر امثال من که اهل بازیگری هستند اگر بیشتر و تخصصی تر کنی بهتر است.

وبلاگ دو تا مهربانو : اصلا بیوگرافی رو ول کن برو از حرف دل خودتو بگو.

 

  و حامد:آهنگ یا کلیپ برای دانلود بزار. $t3ONوبلاگ

 

وبلاگ ساعده: قالب عوض شود. (ولی من شخصا که مدیر وبلاگم هستم ترجیح می دهم قالب وبلاگ با اسم وبلاگ باید بهم نزدیک باشد پس فعلا از عوض کردن قالب وبلاگ معذوریم.)

 شعر اضافه کنید. ( در موردش فکر می کنم )

 

وبلاگ حکیم باشی: مطالب آموزنده رو بیشتر کنید.

 

وبلاگ بیتا سالک : داستانهایی از حکایات بزار.

 

وبلاگ سید حسن: فقط در یک موضوع خاص مثل عشق یا عرفان یا هنر در وبلاگت قرار بده . (مطالب یک وب می تونه تاثرات ذهنی نویسنده باشه و در واقع ما می تونیم با عقاید نویسنده آشنا بشیم به نظر من این جوری بهتره )

 

همسرم: نظراتت نسبت به قبل کم شده. ( آخه عزیز من  کمتر وقت می کنم به تمام وبلاگ ها سر بزنم قبلا بیشتر به وبلاگها سر می زدم )

 

از مطالب روز دنیا تو وبلاگت قرار بده.

اگه بتونی مسابقه هم قرار بدی بهتر می شود.

 

نویسنده: matin

وبلاگت یکمی شلوغ پلوغه اجق وجقه
منو یاد دفترمشق دختر بچها میندازه که توش مطلب مینوسن و نقاشی پلنگ صورتی ، گلو بلبل و اینجور چیزا میکشن
خلاصه من به وبلاگ شما فقط از نظر فانتزی بودن امتیاز میدم
راستی استفاده از رنگهای مختلف در همه ی شرایط ایده ال نیست یعنی ترکیب رنگها زیاد جالب نیست (به دنبال رنگها ی 2 تایی باشید که با هم مچ باشن)

(آقا متین حالا وب خودتم دیدم

من خودم گرافیستم تو می خوای این چیزا رو یاد من بدی)

 

 

ممنون از همه دوستان که اومدن و از وبلاگم تعریف کرده بودن و معذرت می خوام از بعضی از دوستان که اسمی از وبلاگشون نبردم

من نظراتی رو نوشتم که بیشتر انتقاد بوده

بازهم از تون متشکرم

بای موفق باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 10:11  توسط آفتاب ایرانی 

خودتون ببینید و قضاوت کنید!!

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 7:0  توسط آفتاب ایرانی  | 

این تعطیلات چند روزه؟!

سلام به همه عزیزانی که اومدن در قسمت نظر خواهی شرکت کردن

ممنون از اونهایی که از من و به وبلاگ آفتاب ایرانی لطف داشتن چه اونهایی که اومدن و اصلا از وب من خوششون نیومده بود هیچ اشکالی نداره

خوب نظر خواهی رو بی خیال . البته بگم که بی خیال بی خیال هم نه بعدا در پست بعدی درباره اش مفصلا با هم حرف می زنیم

امروز اومدم تا براتون از این تعطیلات چند روزه تعریف کنم

 اول اینکه ارتحال امام (ره) و شهادت حضرت فاطمه را به شما تسلیت عرض می کنم

و اما تعطیلات...... من و همسرم تصمیم گرفتیم این چند روزه تعطیلی را یه جایی برویم آخه حسابی از کار و اداره خسته شده بودیم و بدجوری روحیه مون بهم ریخته بود  اما قرار بود کجا بریم هنوز تصمیم نگرفته بودیم من می گفتم بریم تهران . همسرم می گفت بریم مشهد ....... هر سری یه جایی رو برای رفتن انتخاب می کردیم

تا اینکه ۱۳/۳/۸۷ یعنی روز دوشنبه بعدازظهر همسرم رفتش بیرون و آمدش تا بلیط اصفهان گرفته البته جای خیلی خوبی هم انتخاب کرده بود تا به حال  من اصفهان نرفته بودم

برای روز سه شنبه ۱۴/۳/۸۷ ساعت ۶ بعدازظهر بلیط گرفته بود دیگه با هزاران خوشحالی و شادی وسایل سفرمون رو جمع کردیم و به راه افتادیم و روز چهارشنبه  ساعت ۵ صبح رسیدیم اصفهان . آخه از بوشهر تا اصفهان تقریبا ۱۱ ساعت راه است.

روزی که رسیدیم رفتیم هتل ..... یه دوش و یه استراحت کوچولو و من طاقت نیاوردم که بمونیم  تو هتل ساعت ۱۰ صبح راه افتادیم اول رفتیم سمت میدان امام و مسجد امام و کالسکه سواری و یه رستوران قشنگ سنتی بسیار زیبایی هم اونجا بود اسمش رستوران نقش جهان بود ظهرش هم رفتیم دیزی و کباب و دوغ هم زدیم تو رگ حسابی کیف داد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تا شب دیر موقع هم تو میدون امام و تو بازارهای اونجا چرخیدیم

البته این هم بگم شب وقتی برگشتیم هتل از پا درد گریه ام در اومده بود اما بازهم ارزشش رو داشت

 

 و اما روز پنج شنبه ۱۶/۳/۸۷ ساعت ۹:۳۰ صبح بعد از خوردن صبحانه تصمیم گرفتیم  بریم به سمت چهلستون که واقعا زیبا و دیدنی بود

 

 

و عصر که همه جا باز بود رفتیم به سمت بازار که یه مقدار خرید کنیم و حسابی آتیش بزنیم به جیبمون

و یه عالمه خرید کردیم اول رفتیم به سمت بازار هنر ( طلافروشان ) در اصفهان و بعد هم رفتیم چندین پاساژ دیگر و زیر و رو کردیم

و همسرم نیز من رو واقعا شرمنده خودش کرد پیشاپیش برای روز زن برام یه انگشتر نگین برلیان بسیار بسیار زیبایی خرید و یه سرویس مروارید نیز برام خرید

البته شاید پیش خودتون بگید دارم دروغ می گم یا بلوف می زنم اما نه واقعیت داره .

تقریبا همین شکلی بود

 

دستت درد نکنه عزیزم

 

 بازار هنر

 

 

 

و شب هم از همون جا زدیم رفتیم سی وسه پل و یه عالمه کیف کردیم

وای یعنی می تونم با تمام جرات بگم که خدایی اصفهان واقعا نصف جهان است

این سی و سه پل که خیلی خیلی زیباست

 

 

یه مقدار هم کنار سی و سه پل نشستیم و از زیبایی های اصفهان استفاده بردیم

آخر شب هم عشقمون کشید و کفش و جورابمون و در آوردیم و شلوارمون زدیم بالا رفتیم زیر سی و سه پل تو زاینده رود قدم زدیم واقعا حال داد البته من اولش نمی خواستم برم تو آب اما با اصرار همسرم رفتیم و خیلی هم خوب بود و حسابی صفا کردیم

و اما صبح جمعه رفتیم یه مقداری سوغاتی گز و سوهان و پولکی خریدیم

 

 

وعصرش دوباره رفتیم سمت سی و سه پل و اونجا نشستیم و آش رشته و دوغ و .... خوردیم و سوار قایق شدیم و توی زاینده رود با قایق یه دوری زدیم

 

 

 

 

 

این هم عکسی از باغ هشت بهشت

 

 

 

باغ پرندگان

 

منارجنبان

 

 

 روز شنبه ساعت ۵ بعدازظهر هم برگشتیم و امروز ساعت ۴:۳۰ صبح رسیدیم بوشهر و ساعت ۶:۳۰ اومدیم اداره .حالا دیگه حسابش بکنید خورد و خسته داریم تو اداره چرت می زنیم هم خودم و همسرم.

از همسرم هم واقعا ممنونم

برای این سفر چند روزه به من که واقعا خوش گذشت .

امیدوارم هم به شما این چند روز خوش گذشته باشه.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 8:11  توسط آفتاب ایرانی  | 

یــــــــــــــــــــــــــــــــک نظــــــــــــــــــر خواهــــــــــــــــــــی

سلام

از کلیه دوستان وبازدید کنندگان عزیز درخواست داریم که در جهت بهبود کیفیت این وبلاگ ما را با نظرات سازنده خود یاری نمایید

1- چه بخش هایی رو اصلا دوست ندارید تا حذفش کنیم ؟

2- چه بخش ها یی رو شما دوست دارید تا اضافه کنیم ؟

3- بیشتر به چه موضوعاتی بپردازیم ؟

4- ازپیوندهای وبلاگ دوستان  که گذاشتیم استفاده می کنید ؟

5- از اونجایی که می دونید من هر روز آپ می کنم بجز روزهای تعطیل. آیا این جور آپ کردن خوبه یا نه ؟

دیگه این دفعه لوس نشید ونظر قشنگ تون برید پایین در کامنت داستان کلاغ و طوطی برام بنویسید .

بدجوری منتظر نظرات سازنده شما هستم پس خیلی منتظرم نزارید

چون که می خوام اگر وبلاگم خوب نیست تعطیلش کنم

                                                                    

                                                                   در پناه خدا سالم و پیروز باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 7:59  توسط آفتاب ایرانی 

داستان کلاغ و طوطی

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 7:47  توسط آفتاب ایرانی  | 

نیوشا ضیغمی

از بازيگران موفق كانون سينما گران جوان (ورودي سال 1382) كه بلافاصله پس از پايان دوره آموزشي خود مشغول به كار در عرصه حرفه اي سينما و تلويزيون شد.نیوشا بواسطه استعداد و توانايي و تلاش مستمر خود توانست در مدت كوتاهي در فيلم های سينمايي بزرگی در نقش اول کار کند.

 

                                     

 

نیوشا ضیغمی فارغ التحصیل روانشناسي كودك و متولد 18 تیر سال 1359 تازگی ها نامزد کرده که همسرش  در کار هنری فعالیت ندارد.  دوره بازيگري كانون سينما گران جوان با سریال در چشم باد مسعود جعفری جوازانی در سال 1382 کار حرفه ای را آغاز کرد.یک سال بعد با بازی در فیلم تردست محمد علی سجادی و کار با این کارگردان با تجربه به او بازیگری را بیشتر آموخت تا این باعث شد که  محمد علی سجادی نام اورا در کنار بازیگرهای مورد علاقه اش قرار دهد.

 

بعد از تجربه تردست محمدعلی سجادی او را برای بازی در فیلم شوریده در اواخر سال 1383 انتخاب کرد.

 

 

نیوشا ضیغمی با بازی در فیلم شوریده  گامی بزرگ در سینما برداشت و با حضور در جشنواره 24 فیلم فجر باعث شد نامزد دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول  زن شود و با هدیه تهرانی رقابت کند.که خودش گوشه ایی از  موفقیتش را بازی در فیلم شوریده و همکار اش با محمدعلی سجادی می داند.

مواجهه  که در جشنواره 24 فیلم فجر هم حضور داشت باعث شد تا داوران جشنواره تبهر جالبی روی نیوشا داشته باشند و او را جز بازیگران حرفه ایی قرار دهند.

 

اخراجی ها  بدلیل حضور بازیگران بزرگ خانه درس بزرگی برای نیوشا ضیغمی بود.که پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را با بازی در فیلم مسعود ده نمکی یدک می کشد.

 

نیوشا ضیغمی در سال 1385 بازی خود رادر پارک وی  به اتمام رساند. پارک وی  مطمئنا یکی از کارهای ارزشمند او خواهد بود به خاطر کار کردن با کارگردان بزرگی همچون فریدون جیرانی. اما نیوشا زیاد در بازی در این فیلم راضی نیست چون در زمان مونتاژ فیلم سکانس های خوب نیوشا را حذف کرده بودند.

 

 

 

اما در جشنواره 25 فیلم فجر هم حضور خوبی داشت با سه فیلم پارک وی ، اخراجی ها و گناه من که در این فیلم با حمید گودرزی همبازی بوده است  که در این میان کار ده نمکی یعنی اخراجی ها با استقبال مردم روبرو شد ودر ایام عید در حال اکران است که در آن فیلم که تنها فیلم اکران شده از اوست حضور درخشانی داشته است و از نظر خیلی از سینماگران آینده روشنی در انتظار اوست.

 

همیشه می دانستم و اعتقاد داشتم که مرز بین داشتن و نداشتن ، تصمیمی و اراده ایست استوار. پس خواستم که بروم. راه سخت بود ، باید بسیار می آموختم و تجربه می کردم

 

 

 باید از خودم کس دیگری می ساختم ، اما عشق ، عشق رسیدن به هدف هر روز در من پر رنگ تر شد.عشق و اراده به یاریم آمدند تا به هدف نزدیک شوم و هر روز به شکرانه این عشق تلاش می کنم قدمی به سوی راههای بزرگتر بردارم ، مبارزه کنم و امیدوار باشم... نیوشا ضیغمی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 7:37  توسط آفتاب ایرانی  | 

تنها معناي حقيقي آرامش

پادشاهي جايزهء بزرگي براي هنرمندي گذاشت که بتواند به بهترين شکل ، آرامش را تصوير کند. نقاشان بسياري آثار خود را به قصر فرستادند.
آن تابلو ها ، تصاويري بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهاي آرام ، کودکاني که در خاک مي دويدند ، رنگين کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
پادشاه تمام تابلو ها را بررسي کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.
اولي ، تصوير درياچهء آرامي بود که کوههاي عظيم و آسمان آبي را در خود منعکس کرده بود. در جاي جايش مي شد ابرهاي کوچک و سفيد را ديد ، و اگر دقيق نگاه مي کردند ، در گوشه ء چپ درياچه ، خانه ء کوچکي قرار داشت ، پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر مي خواست ، که نشان مي داد شام گرم و نرمي آماده است.
تصوير دوم هم کوهها را نمايش مي داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تيز و دندانه اي بود. آسمان بالاي کوهها بطور بيرحمانه اي تاريک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سيل آسا بود.
اين تابلو هيچ با تابلو هاي ديگري که براي مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگي نداشت. اما وقتي آدم با دقت به تابلو نگاه مي کرد ، در بريدگي صخره اي شوم ، جوجهء پرنده اي را مي ديد . آنجا ، در ميان غرش وحشيانه ء طوفان ، جوجه ء گنجشکي ، آرام نشسته بود.
پادشاه درباريان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جايزه ء بهترين تصوير آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضيح داد :
" آرامش آن چيزي نيست که در مکاني بي سر و صدا ، بي مشکل ، بي کار سخت يافت مي شود ، چيزي است که مي گذارد در ميان شرايط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.اين تنها معناي حقيقي آرامش است."

                           

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 7:31  توسط آفتاب ایرانی  | 

اميد در زندگاني بشر انقدر اهميت دارد كه بال براي پرندگان. هوگو

روزي تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم . شغلم ‏را دوستانم را ، زندگي ام را !

 به جنگلي رفتم تا براي آخرين بار با خدا ‏صحبت كنم . به خدا گفتم : آيا مي تواني دليلي براي ادامه زندگي برايم بياوري ؟

 و جواب ‏او مرا شگفت زده كرد.

او گفت : آيا درخت سرخس و بامبو را مي بيني؟

پاسخ دادم : بلي .

 فرمود : ‏هنگامي كه درخت بامبو و سرخس راآفريدم، به خوبي ازآنها مراقبت نمودم . به آنها نور ‏و غذاي كافي دادم .

دير زماني نپاييد كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمين را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبري نبود . من از او قطع اميد نكردم . در دومين سال سرخسها بيشتر ‏رشد كردند و زيبايي خيره كننده اي به زمين بخشيدند اما همچنان از بامبوها خبري نبود  .من بامبوها را رها نكردم.

در سالهاي سوم و چهارم نيز بامبوها رشد نكردند . اما من ‏باز از آنها قطع اميد نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكي از بامبو نمايان شد. در ‏مقايسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بيش از 100 فوت ‏رسيد. 5 سال طول كشيده بود تا ريشه هاي بامبو به اندازه كافي قوي شوند. ريشه هايي ‏كه بامبو را قوي مي ساختند و آنچه را براي زندگي به آن نياز داشت را فراهم مي كرد.
‏خداوند در ادامه فرمود : آيا مي داني در تمامي اين سالها كه تو درگير مبارزه با ‏سختيها و مشكلات بودي در حقيقت ريشه هايت را مستحكم مي ساختي . من در تمامي اين مدت ‏تو را رها نكردم همانگونه كه بامبو ها را رها نكردم .

هرگز خودت را با ديگران ‏مقايسه نكن و بامبو و سرخس دو گياه متفاوتند اما هر دو به زيبايي جنگل كمك مي كنن. ‏زمان تو نيز فرا خواهد رسيد تو نيز رشد مي كني و قد مي كشي !
‏از او پرسيدم : من ‏چقدر قد مي كشم .
‏در پاسخ از من پرسيد : بامبو چقدر رشد مي كند؟
جواب دادم : هر ‏چقدر كه بتواند .

 

گفت : تو نيز بايد رشد كني و قد بكشي ، هر اندازه كه ‏بتواني

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 10:11  توسط آفتاب ایرانی  | 

کامل ترین بیوگرافی استاد معین

استاد نصرالله معین متولد سال 1330 در شهرستان نجف اباد اصفهان . وی در خانواده ای 13  نفره همراه با 4برادر و7 خواهر بزرگ شد .  خانواده ای که از نظر مالی در سطحی متوسط قرار داشتند . معین همچون دیگر ستارگان به نام  موسیقی کشور از همان دوران کودکی علاقه خود را به اواز، در خواندن قران و اشعار شعرای  نامی ایرانی نشان داده بود .  معین در سن 18 سالگی نزد بزرگترین اساتید اواز ان زمان همچون استاد تاج اصفهانی و استاد  حسن کسایی به یادگیریه گوشه ها و دستگاه های اواز ایرانی پرداختبعد ها معین از سال 1352 تا1357 در هتل عباسی و کاباره هزار و یک شب به اجرای برنامه  مشغول شد . دیری نگذشت که نام معین نه تنها در اصفهان بلکه در میان علاقه مندان به موسیقی  در سراسر ایران شنیده میشد . وابستگی بیش از حد معین به زادگاهش سبب شد تا وی نتواند  همزمان با دیگر خوانندگان هم سن و سال خود که در ان موقع در تهران مشغول بودند کار کند .  همین مسئله باعث شد تا معین اولین کار خود را در سال 1359 با عنوان یکی را دوست میدارم  روانه دنیای موسیقی کند . اما نکته مهم این بود که یکی را دوست میدارم با ترانه ای از مسعود  امینی و اهنگی از معین ان چنان در میان مردم جا باز کرد که این اثر پس از مدتی کوتاه از مرز  های ایران گذشت و توسط خوانندگان ایرانی که پس از انقلاب به امریکا مهاجرت کرده بودند  خوانده شد .

 

 

 

هایده ، ابی و عارف از جمله معروف ترین این افراد بودند .معین یک شبه راهی را  که بسیاری برای ان سال ها کار کرده بودند پیموده بود و اینک تبدیل به اوازه خوانی نامی تبدیل  شده بود .   معین پس از انقلاب و حتی بعد از اجرای اولین کار خود همچنان به علت وابستگی های خویش  در ایران مانده بود ، اما دیگر چاره ای جز ترک وطن نداشت . معین به سال 1360ایران را با  هدف رسیدن به امریکا به مقصد اسپانیا ترک کرد . شاید بهترین خاطره از این ماجرا ترانه  حیرت سروده اردلان سرفراز است که در همان سال های انقلاب و اوج گیری معین به وی تقدیم  شد . که دران اردلان پس از صحبت از اوضاع موجود در کشور پس از انقلاب به صدای معین  اشاره میکند که در این تنهایی مطلق فقط دست تو بر در زد و از خروج اجباری معین از کشور  می گوید ( این ترانه بعد ها توسط معین با اهنگی از خودش خوانده شد). معین مدتی در اسپانیا اقامت داشت ودر انجا به اجرای برنامه در کلوپ ها پرداختپس از مدتی و به کمک دوستان خود و همچنین همکاری خانم هایده راهی امریکا شد تا معین  وارد مرحله دیگری از کار هنری خود شود . مرحله ای که باید دور از وطن در دیار غربت  سپری میشد .  معین در سال 1362 اولین البوم مستقل خود را با نام می پرستم از شرکت ترانه راهی بازار  کرد . می پرستم با ترانه زیبایی از معین و اهنگ کاظم رزازان به همراه دیگر اهنگ های البوم  تنوانست تا فروش بالایی را برای اولین البوم معین داشته باشد . معین در کنار هایده تشکیل یک  زوج هنری بسیار حرفه ای را داده بودند و البوم گل های غربت با صدای این دو توانست  پرفروش ترین البوم سال شود اما این زوج هنری با فوت هایده از میان رفت ، که این مسئله  ضربه ای جبران ناپذیر به موسیقی ایرانی وارد کرد .  معین یک بار دیگر توانست با البوم پریچهر در سال 1364 با اهنگ هایی از فرید زولاند و بیژن  مرتضوی  پرفروش ترین البوم سال را منتشر کند . پریچه اثری ماندگار از معین با ترانه ای از  اردلان سرفراز که به یاد  مادر سروده شده بود .  سال 1368 ازدواج معین با خانمی ایرانی در امریکا در سن 38 سالگی . وی در همان سال  البوم زیبای صبحت بخیرعزیزم را روانه بازار کرد . دوسال بعد یعنی در سال 1370 اولین  فرزند معین متولد شد ، وشاید تاثیر ترانه زیبای پریچه سبب شد تا معین نام دخترش را پریچهر  بگذارد . در همان سال اهنگ سکه به عنوان هدیه نوروزی معین پخش شد ، و پس از ان البوم  تولد عشق را راهی دنیای موسیقی کرد . بی شک ماندگار ترین ترانه این البوم اثر(( میلاد))  است  . ترانه ای بی نظیر  از همایون هوشیار نژاد در کنار اهنگی پر شکوه  از حسن شماعی  زاده سبب شد تا معین یک بار دیگر هنر خود را به رخ بکشاندمعین در سال 1374 از همسر خود جدا شد ، و تا مدتی در تنهایی به سر برد .  وی در سال 1378 مجددا ازدواج میکند اما این بار با خانمی  کانادایی به نام پانته آ ، که حاصل  ان دختری دیگر به نام ستاره بود . انتشار البوم پرواز در سال 1379 پرواز شکوهمندانه  دیگری بود برای معین در اسمان هنر ایرانی .1381

 

 

انتشار البوم لحظه ها ، البومی که در سطحی فوق العاده و بالاتر از موسیقی زمان خویش  منتشر شده بود اثر لحظه ها با اهنگی  خاص و کاملا حرفه ای از حسن شماعی زاده و اوای بی  نظیر معین کار را به اثری ماندگار در موسیقی ایرانی تبدیل کرد . بی شک در ان زمان کسی  نمی دانست برای شنیدن البوم بعدی معین باید چیزی در حدود شش سال انتظار بکشد .  معین یک بار دیگر در سال 1382 طعم تلخ جدایی را چشید و از همسر خود طلاق گرفت . وی  در همین سال ها یکی از برادان خویش ( فتح الله ) را نیز از دست داد . این جریانات سبب شد تا   نزدیک به یک سال از موسیقی کناره گیری کنددر اواخر سال 1383 معین شرایط روحی خود را بدست اورد و برای انتشار البوم بعدی خود     اماده شد . در این میان حجم بالای کارهای ارائه شده به معین و مسائل دیگر از جمله حساسیت  معین برای ارائه البوم ماندگار دیگر سبب شد تا انتشار ان مرتبا به تعویق بیافتد . اما معین در  این میان 3 کار از البوم خود را به نام های خوشبینی ، طلوع و بت پرست را منتشر کردپاییز سال1386 انتشار البوم طلوع . معین دوباره برگشته بود با کارهایی رویایی و.....  

 


البومی بی نظیر با همکاری اساتیدی چون بابک بیات ، فضل الله توکل ، صادق نوجوکی ، کاظم  عالمی ، بابک رادمنش و..... 
  
استاد معین از جمله خوانندگانی است که کنسرت های فراوانی را در طول سال برگزار میکند ،  کنسرت های معین در مجلل ترین و با شکوه ترین سالن های کنسرت برپا میشود . توانایی ایشان  در اجرای کنسرت منحصر به فرد است اشنایی معین به دستگاهها و گوشه های اواز ایرانی سبب  شده تا معین در اجرای برنامه هایش متفاوت با دیگر خوانندگان باشد و ساعت ها به اجرای  برنامه اش بپردازد .    نکته دیگری که می توان به ان اشاره کرد تنوع کاری معین است ، که این مسئله اورا یک بار  دیگر به خواننده ای استثنایی تبدیل کرده . اجرای اهنگ در دستگاه های اصیل ایرانی ،و همچنین  اجرا در موسیقی پاپ باعث شده تا وی را پرچم دار سبک پاپ سنتی بدانندتنوع کاری معین علاوه بر نوع اهنگ ها به ترانه سرایان و اهنگ سازان نیز مربوط میشود . به  طوری که در اثار معین هیچ گاه در البوم ها تکرار احساس نمی شود .  معین همچنین یک اهنگساز توانمند نیز هست . ساخت اثار ماندگاری همچون یکی را دوست  میدارم ، کعبه ، گلایه و...خود نشان دهنده این امر است . وی  همچنین ازسال ها پیش یعنی در  ایران به نواختن عود (بربط) مشغول بوده است و اکنون چیزی در حدود 40 سال است که این  ساز اصیل ایرانی را می نوازد .  امروزه دیگر معین تنها یک خواننده با طرفداران میلیونی نیست . معین بخشی از موسیقی ایرانی  محسوب می شود و بی شک این موسیقی خصوصا در این سال های غربت مدیون معین است .  وی همواره به مردم و هنر متعهد بوده است . صدای اسمانی معین به همراه ترانه ها و اهنگ  های که در این سال ها منتشر کرده سبب شده تا به وی جاودان صدای عشق گویند .   با ارزوی اینکه یک بار دیگر صدای معین ،جاودان صدای عشق ، در ایران همیشه جاوید، طنین  انداز شود .  


+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 7:48  توسط آفتاب ایرانی  | 

حسادت

از حسادت پولها پل ميشود           از حسادت فازها نل ميشود
از حسادت مارها خل ميشود
            از حسادت كارها شل ميشود
 

سلام < در هر حالي و هر هوايي  < چه كار داري و چه نداري < اميد بر آنكه بگذرد خوش روزگاري

 

كاكتوس نامبر فايو را تقديم مي دارم


شنيدين ميگن حسود هرگز نياسود !! يا اينكه حسود حسود هر كه رود خانه خود !؟!
حسادت يكي از بدترين سرطانهاي روي زمين است كه به چند صورت جلوه ميكند . في المثل بد خيمي و خوش خيمي كه در هر دو حالت پدر صاب بچه را در خواهد آورد ..
اين مرض نادر العلاج از دير زمان بر روح و جان ريشه دوانده كه بر مونثان مستحكمتر .
اين غده معمولا" بر روي گلو و دل و قلوه رشد ميكند و در صورت بروز خود را به صورت بغض يا غمباد و آتيش روي دل عيان ميدارد و به دنبال خود عوارضي ناشايست و ناگوار خواهد داشت .
از آنجا كه اين مرض براي شما كاملا" نا آشناست مجبور به توضيحي اجمالي شديم و ارائه مرهمي بر اين درد ...
اگر خدايي نكرده به حسود دردي مبتلا شديد براي تسكين درد آن ميتوانيد از روشهايي كه به صورت تجربي كسب شده و هم اكنون در دنيا كاربريهاي بسيار فراوان و پيچيده دارد استفاده نماييد .

سخن ما در اينجا اين است كه :

پيشگيري بهتر ز درمان آمد پديد          قبل از آن كه درد آن گردد شديد 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 8:8  توسط آفتاب ایرانی  | 

درخت اعجازآمیز

به گزارش خبرگزاری کلمبیا این درخت در اعماق آمریکای جنوبی و در اعماق جنگل آمازون کشف شده اما چندین سال خبر آن تحت نفوذ آژانسهای امنیتی غربی به جایی مخابره نشد اما سرانجام دو محقق ماجراجو توانستند از سد حصار استحفاظی آنجا عبور کرده و از درخت مذبور عکسبرداری کنند و خبر آن را در جراید منتشر نمایند. نیمی از این درخت در هوا معلق و بر روی تنۀ آن نام الله منقوش است. دو محقق نام برده بعد از دیدن این معجزه مسلمان شدند.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 7:13  توسط آفتاب ایرانی  | 

پنی سیلین

سلام به همه دوستان عزیزم

                 بهتون پیشنهاد می کنم حتما این داستان را بخوانید

                                                                                   باتشکر

کشاورز فقیر اسکاتلندی بود و فلمینگ نام داشت.

يك روز، در حالي كه به دنبال امرار معاش خانواده اش بود، از باتلاقي در آن نزديكي صداي درخواست كمك را شنید، وسايلش را بر روي زمين انداخت و به سمت باتلاق دوید...

پسری وحشت زده که تا كمر در باتلاق فرو رفته بود، فرياد مي زد و تلاش مي كرد تا خودش را آزاد كند.

فارمر فلمينگ او را از مرگي تدریجی و وحشتناك نجات می دهد...

روز بعد، كالسكه اي مجلل به منزل محقر فارمر فلمينگ رسید.

مرد اشراف زاده خود را به عنوان پدر پسري معرفي کرد كه فارمر فلمينگ نجاتش داده بود.

اشراف زاده گفت: " مي خواهم جبران كنم شما زندگي پسرم را نجات دادی".

کشاورز اسکاتلندی جواب داد: " من نمي توانم براي كاري كه انجام داده ام پولی بگيرم".

در همين لحظه پسر كشاورز وارد كلبه شد.

اشراف زاده پرسید: " پسر شماست؟"

كشاورز با افتخار جواب داد:"بله"

با هم معامله مي كنيم. اجازه بدهيد او را همراه خودم ببرم تا تحصيل كند. اگر شبيه پدرش باشد، به مردي تبديل خواهد شد كه تو به او افتخار خواهي كرد...

پسر فارمر فلمينگ از دانشكده پزشكي سنت ماري در لندن فارغ التحصيل شد و همين طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سر الكساندر فلمينگ كاشف پنسيلين مشهور شد...

سال ها بعد، پسر اشراف زاده به ذات الريه مبتلا شد.

چه چيزي نجاتش داد؟  پنسيلين !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 7:46  توسط آفتاب ایرانی  | 

مرگ همکار

یک روز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:

 

 دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. ؟شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.؟


در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.


این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!؟

 

کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.

 

آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:

تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید.

 

زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.

 

مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.

 

خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید.

دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آن‌ها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.؟

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 7:22  توسط آفتاب ایرانی  | 

كلي اس ام اس و جوك تووووپ و جديد

کمک ميشه ميگي نه؟ شماره حساب منو يادداشت کن..........

**************

اگر مي خواهيد زندگي جديدي داشته باشيد با ما تماس بگيريد.. (سازمان بازيافت زباله)

**************

من سر راه تو دامي از عشق پهن کردم ولي تو به سرعت از کنار آن رد شدي و گفتي ميگ ميگ.. . .

**************

مي دوني چرا من هيچوقت صدقه نمي دم؟؟؟

چون نمي خوام تو از من دور بشي.. آخه ميگن صدقه بلا رو از آدم دور مي کنه

**************

اميدوارم امشب که مي خوابي قشنگترين و بهترين آدم دنيا رو تو خواب ببيني، ولي سعي کن بهش عادت نکني. آخه من هر شب نمي تونم بيام تو خوابت!

**************

نگاهت همچون باران است و قلبم همچون کوير و مي داني که کوير بدون باران زنده است. پس برو بمير

**************

زماني كه انسانها به درختان مي رسند و با بي رحمي آن را قطع مي کنند و آن درختان به درون رودخانه ي جاري و روان مي افتد عجب شلپي ميكنه ها!!

**************

نمکيه به دختره شماره ميده. دختره ميگه از کي تا حالا؟ نمکيه ميگه از وقتي ايرانسل اومده

*************

ترکه ميره دزدي، صاحب‌خونه پا ميشه ميگه کيه اون جا؟ ترکه ميگه: هيشکي، گربه‌ست، بعععععع

**************

نفرين ترکي:ارزو دارم خدا کنه ان شا الله به حق پنج تن الهي امين

**************

اگر به نيت 124000 پيغمبر ، 124000 اس ام اس بفرستيد ، آخر ماه خبر خوشي از جانب مخابرات دريافت مي کنيد

**************

دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم: دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناک

**************

خوردن شيريني خيلي راحته، خواندن داستان شيرين خيلي راحته، اما پيدا کردن دوست شيرين خيلي سخته! خداي من، تو چطوري منو پيدا كردي؟

**************

اگه ده تا گل گرفتي دستت و رفتي جلوي اينه 11 تا گل قشنگ ديدي اصلا تعجب نکن اين نشون ميده هم کوري هم خنگي و هم دچار توهم شدي

**************

حيف كه فقط تو يكيو دارم اگر از تو يه عالمه داشتم... الان گاوداري داشتم!

**************

اگه فرهاد شيرين رو يادش بره. اگه مجنون ليلي رو يادش بره. اگه پرنده پروازو يادش بره من هيچ وقت پول قبض تلفن هايي که دادم برات اس ام اس ميدم رو يادم نمي ره

**************

زندگي مثل بازي شطرنجه... البته توخيلي بچه اي، برو همون منچتو بازي كن!

**************

زندگي بدون عشق مثل شلوار بدون کشه... عشق من کجايي؟ آبروم داره مي ره!

**************

مخصوص نيمه شب:

عروسک قشنگ من قرمز پوشيده / تو رختخواب مخمل آبيش خوابيده

عروسک من چشماتو وا کن / اس ام اس تو حالا نگاه کن

عروسکم اوسگول شدي برو لالا کن!

**************

09351234567 اين شماره پينوکيو است، بهش زنگ بزن ببين چه طوري آدم شده، شايد تو هم آدم شدي!

**************

#####0>==<#####

فکر کردي الان مي گم اين منم که از دوري تو روي ريل قطار خوابيدم؟ اگه گوشيتو 90 درجه به سمت چپ بچرخوني مي بيني که دارم از نردبان ترقي بالا مي رم.

**************

از يه کچل مي پرسن اسم شامپوت چيه؟ مي گه من از شيشه پاک کن استفاده مي کنم!

**************

از بچه اصفهانيه مي پرسن وقتي مي ري سر يخچال چي مي خوري؟ مي گه: کتک!

**************

معلم: بگو ببينم... اگه توي خيابون يه نفر يه خري رو گرفته و مي زنه، و من برم جلو و از اين کارش ممانعت کنم، به اين کار چي مي گن؟

شاگرد: آقا اجازه، حس برادري!

**************

ترکه ميره توالت، زنش زنگ مي زنه ميگه كجايي؟ حيف نون ميگه خونه بابات! زنش ميگه همون جا يه چيزي بخور بيا من چيزي درست نكردم!

**************

از ترکه مي پرسن دانشگاه مي ري؟ ميگه: اگه بار بخوره همه جا مي ريم... دانشگاه، انقلاب، ميدون آزادي...

**************

مباني کامپيوتر: آن بخش از يک سيستم را که مي‌توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار و آن قسمت را که فقط مي‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار مي‌گويند!

**************

اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند. ( پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ... ادامه دارد

**************

اولين دوره المپيک لرها، موسوم به "لرمپيک" با رشته هاي زير آغاز شد: - شناي با مانع، - کشتي پروانه، - پرش روي نيزه، - شيــــــــــرجه روي چمن، اسب سواري با سگ

**************

ترکه يه چک سفيد امضا پيدا ميکنه جلو مبلغش مينويسه" خدا تومن" ميبره ميده به بانک. بعد ميبينن ترکه داره کيسه کيسه پول از بانک ميبره بيرون ميرن ببينن چه جوريه که بهش پول دادن ميبينن رئيس بانکه لر بوده

**************

رشتيه با خانمش دعواش ميشه, قهر مي کنه دست بچه هاش رو مي گيره که بره ,خانمش ميگه با من دعوا داري بچه هاي مردم رو کجا مي بري

 

**************

نظريهء يک جامعه شناس ترک :آدما 3 دسته هستند : دسته اول ، دسته دوم ، و از همه مهمتر دسته سوم

**************

وصيت نامه ي غضنفر رو باز ميكنن ميبينن نوشته همه نماز هامو خوندم فقط برام 20 سال وضو بگيريد .

**************

 

به غضنفر ميگن: با «هندونه» جمله بساز. ميگه: هند اونه كه بغل پاكستانه!

**************

سلام عزيزم؛شنيدم پنج شنبه آينده جشن نامزديته تبريک ميگم ؛ واقعا خوشحال شدم . . . ستاد مبارزه با افسردگي دختران دم بخت

**************

قزوينيه کنار زمين فوتبال دراز کشيده بهش ميگن تو بازيکني ميگه نه برانکاردم

**************

صبح كيفم رو زدند، بدبخت شدم، توش همه زندگيم بود ... شناسنامه، پاسپورت، كارت ملي، دو و نيم ميليون پول، پانصد تا سكه تمام بهار آزادي، يه شاخه نبات، يك دست آينه و شمعدان ... وكيلم؟

**************

ميدوني حريص ترين جانور چيه؟ مگسه - و قانع ترين كدومه؟ عنكبوته - و جالبه كه بدوني حريص ترين موجود هميشه خوراك قانع ترين ميشه

**************

3 مشخصه موبايل نديده ها:

1- وقتي موبايلشون زنگ مي خوره خنده شون مي گيره

2- وقتي بهشون زنگ مي زنن دير جواب مي دن

3- وقتي براشون SMS سرکاري مياد تا آخرش مي خونن!

**************

در باغ دلم گرد جنون مي ريزي / سرسبزترين گياه اين جاليزي

از ساقه تو به آسمان خواهم رفت / اي دوست! تو لوبياي سحرآميزي!

**************

به ملانصرالدين ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادت

**************

يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرد

**************

عاشق باروني ولي وقتي بارون مياد چتر رو سرت مي گيري ميگي عاشق برفي ولي از يه گوله برف مي ترسي ميگي عاشق پرنده اي ولي اونو تو قفس زندوني مي کني انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشقتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

**************

وقتي با انگشت به طرف کسي اشاره مي کني تا مسخره اش بکني بدون سه تا از انگشت هات به طرف خودت

**************

 

دختري هستم 20 ساله خوشگل . خوشتيپ باکلاس تحصيل کرده پولدار قصد ازدواج با کسي رو ندارم اينهارو گفتم که دلتون بسوزه

**************

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 17:58  توسط آفتاب ایرانی  | 

40 گام موفقیت

 

 -1آموزش بوسیله كتاب فقط یك نوع هوشمندی را پرورش می هد،بزرگترین روشنفكران آنهایی بودند كه ابتدا با عمل كردن چیز آموختند .


-2
هفت كلمه را در صدر ذهن خود جای دهید وبه منطق و هوشیاری كه در ژرفای آنها نهفته است توجه كنید وآن هفت كلمه را كه فرشته صلح به شما ندا میدهد بشنوید(( شما همان چیزی خواهید بود كه فكر می كنید((.



3. این حقیقت كهن را بنویسیدو هر روز آن را بخوانید كه ((وقتی در جستجوی خوشبختی خویش هستید خوشبختی همیشه از نزدیك شدن به شما سر باز می زند ،ولی اگر بدنبال خوشبختی دیگران برآیید خودتان هم خوشبختی را خواهید یافت)).


4.در میان كسانی باشید كه اهل عمل هستند وبی باكی نشان می دهندو بر عكس ،از افرادی كه شما را به غرق شدن در بهانه ها و توجیهات رهنمون می سازند،دوری كنید .منبع انرژی های خود را از هر نوع آلودگی حفظ كنید.



5.تنها چیزی كه برای رسیدن به مقصد مفید است اراده و خواست شماست ،كافی است چیزی را بخواهید.


6.در كسب و كار،اصل همكاری و خدمت را مقدم بر هر چیز بدانید.


7.اول هر ماه یك جمله را شعار خود قرار دهید و سعی كنید تا پایان ماه پاییبند آن باشید.

8.ایمان دید شما را باز می كند.



9.وجود شك در زندگیمان مانند داشتن یك خیانتكار در زندگی است. شك خائن است زیرا از محدودیت ها و كمبودها جهت تاثیر گذاشتن بر زندگی شما استفاده می كند.


10. به چیزهای پیش پا افتاده و كم ارزش زندگی زیاد توجه نكنید، بلكه یاد بگیرید به درون بنگرید و سطوح بالاتر آگاهی را بشناسید.


11.زندگی خویش رادرمسیر دلخواه هدایت كنید و به آنچه می خواهید برسید.


12.سعی كنید هر كسی را به نحوی در زندگی شماظاهر می شودبه چشم یك آموزگار بنگرید و از او چیز بیاموزید.


 13. برای امروز زندگی كنید. از تمام وابستگی های گذشته خود به عنوان بهانه ای برای شرایط امروز خود دست بردارید.


14.هنگامی كه ما خود شایستگی برگزیدن شیوه ابتكاری خویشتن برای برخورد با جهان خویش و مردمان آن را داریم،هیچ لزومی ندارد اجازه دهیم اعمال دیگران افكار ما را كنترل كند.


15.نفرت دیگران را با عشق پاسخ گویید.عشقی راكه بروز می دهید به خودتان باز می گردد و هدیه آن آزادی و رهایی است.


16.آنچه كه آینده بود حال است و آنچه كه حال است گذشته می شود، پس نگرانی چرا؟


17.اگر ذهنم طوفانی باشد،افكار صلح جویانه را چه حاصل؟


18.اگر برای تجربه كردن نتیجه تلاشم،كم طاقت باشم مانند این است كه سعی در خوردن میوه های نارس داشته باشم.


19.بگذار آن چنان تلاش كنم كه همچون سرمشقی الهام بخش دیگران شوم.


20.كسی كه بتواند با تواضع خو بگیرد،عظمت را تسخیر خواهد كرد.

 

21. افراد متقلب هیچگاه نمی توانند از آرامش ذهن لذت ببرند زیرا آنها با حقه هایشان به هم گره خورده اند.


22.افراد صادق به همان اندازه كه دیگران از آنها راضی هستند ،از خود رضایت دارند.


23.گاه در زندگی آنقدر ماسكهای مختلفی به چهره می زنم كه دیدن خود واقعی ام مشكل می شود.

 

24.اگر در همه كارها صادق باشم،افكار،گفته ها و اعمالم سر شار از اعتماد به نفس خواهد شد.


25.بزرگترین شفا بخشان خدا و گذر زمان است.


26.زندگی با هدف زندگی با ارزشی است.


27.خودت باش!طبیعی باش!این بسیار آسان تر از این است كه تظاهر كنی شخص دیگری هستی.



28.وقتی عصبانی هستم،مقدار زیادی از انرژی ام تلف می شود.از انرژیت عاقلانه استفاده كن.


29.سكوت به ذهن استراحت می دهد،و این به معنای استراحت دادن به بدن است. گاهی استراحت تنها داروی مورد نیاز است.



30.آرامش وبردباری مانند دستگاه تهویه اتاق عمل می كنند، آنها كارایی شخص را افزایش می دهند.


31.راه حل از یك ذهن آرام به راحتی می آیید.



32.اگر قادر به از بین بردن میلم به عصبانیت نباشم چطور می توانم از دیگران برای عدم كنترل خودشان انتقاد كنم.



33.موفقیت از آرامش ذهن بر می خیزد.


34.بهترین راه برای ازبین بردن ترس،مجهزشدن به دانش و فهم است.



35.بگذار من آهنربای آرامش باشم.بدین ترتیب،می توانم روح نا آرام راجذب كنم و به آن آرامش ببخشم.


36.اگر كسی با عصبانیت با من صحبت می كند،بگذار من كسی باشم كه آب آرام بخش عشق را روی آتش می ریزم.


37.اگرچهره ام مملو از نگرانی باشد،دیگران را هم نگران خواهم كرد.



38.انسان های شكاك نمی توانند به آرامش برسند،پس برای افرادی كه آرامش ذهن ندارند شادی وجود نخواهد داشت.


39.خدا قدرت زیادی دارد.اگر غصه زیادی داری باخدا در میان بگذار.


40.سكوت،نبودن صداست.سكوت و آرامش،تعادل ذهن است .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 7:44  توسط آفتاب ایرانی  |