تبليغاتX
http://aftabirani.blogfa.com

http://aftabirani.blogfa.com

عشقم

تبریک عید قربان و شب یلدا

 عید قربان بر عاشقان الله مبارک

شب یلدا بر شب زنده داران مبارک

 

 

                  

یلدا نام فرشته ای است، بالا بلند، با تن پوشی از شب و دامنی از ستاره

یلدا نرم نرمک با مهر آمده بود

با اولین شب پاییز آمده بود

و هر شب ردای سیاهش را قدری بیشتر بر سر آسمان می کشید

تا آدمها زیر گنبد کبود آرامتر بخوابند

یلدا هر شب بر بام آسمان و در حیاط خلوت خدا راه می رفت

و لا به لای خواب های زمین لالایی اش را زمزمه می کرد

گیسوانش در باد می وزید و شب به بوی او آغشته می شد

یلدا شبی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت

آتش که می دانی، همان عشق است

یدا آتش را در دلش پنهان کرد تا شیطان آن را ندزدد

آتش در وجود یلدا بارور شد

فرشته ها به هم گفتند:

یلدا آبستن است. آبستن خورشید

و هر شب قطره قطره خونش را به خورشید می بخشد

و شبی که آخرین قطره را ببخشد، دیگر زنده نخواهد ماند

فرشته ها گفتند:

فردا که خورشید به دنیا بیاید یلدا خواهد مرد

یلدا آفرینش را تکرار می کند

 

راستی فردا که خورشید را دیدی به یاد بیاور که او دختر یلداست

و یلدا نام همان فرشته ای است که روزی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 8:49  توسط آفتاب ایرانی  | 

10 تا اس ام اس داغ

۱-بر داشتن قدم های بزرگ در زندگی

..

..

 پاره شدن شلوار را در پی دارد!

 

 

2- ما که رفتیم

..

..

کجا دنبالم راه افتادی!

..

..

دیونه میگم نیا

..

..

دارم می رم دستشویی!!

 

 

3-نفهم بی لیاقت احمق بی شعور

..

..

بی کسی می گن که قدر گلی مثل تورو نمی دونه !!

 

 

4- میدونم تا اس ام اس میاد دعا می کنی من باشم

..

..

می خواستم بگم دعات مستجاب شد.

 

 

5-لوتی ترین اس ام اس سال : چروک لباتیم بخند تا فنا شیم !!

 

 

6-بر سر راهت دامی از عشق پهن کردم

 تو با سرعت از کنارش رد شدی

گفتی: میگ میگ

 

7-هه هه هه...

ببخشید یه لحظه قیافتو تو ذهنم مجسم کردم

 نتونستم جلوی خندمو بگیرم

 

 

8-@@ میدونی این چیه ؟!

.

.

 یکیشو بگیر دستت ...

.

.

ای قلوه قلوه قلوه

 

 

 

9-اگر دلت برام تنگ شده بیا پایین منو ببین!!

.

.

دیر اومدی رفتم!

 

 

10-زندگی بدون عشق =جمعه بدون یانگوم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 11:29  توسط آفتاب ایرانی  | 

امپراطور تکنیک

 

 

 

 

 

 

 

رونالدو ده آسيس موريرا (زادهٔ 21 مارس 1980 در پورتو آلگره، برزيل) فوتباليست مشهور برزيلي است كه بيشتر با نام رونالدينيو گائوچو يا تنها رونالدينيو شناخته مي‌شود. رونالدينيو در زبان پرتغالي به معني رونالدوي كوچك است و جهت تميز دادن او از رونالدو استفاده مي‌شود.

رونالدينيو در حال حاضر در بارسلوناي اسپانيا بازي مي‌كند و با اين تيم به قهرماني ليگ اسپانيا (2 بار) و جام قهرمانان اروپا رسيده است. او تا بحال دو بار از سوي فيفا به عنوان بهترين بازي‌كن سال برگزيده شده است.

او در ضمن از موفق‌ترين بازيكنان تيم ملي برزيل است و با اين تيم به قهرماني جام جهاني 2002 رسيده است.

سابقه‌ي فوتبال:

 تيم ملي برزيل

رونالدينيو در تيم زير 17 سال برزيل شركت داشت و در جام جهاني زير 17 سال مصر 1997 براي برزيل به ميدان آمد و درخشيد. رونالدينيو اولين بار در 19 سالگي و در 1999 به تيم ملي بزرگسالان برزيل دعوت شد و در 26 ژوئن آن سال براي اولين بار مقابل لاتويا به ميدان آمد. اولين تورنمنتي كه او در آن شركت داشت جام ملت‌هاي آمريكاي جنوبي 1999 بود كه او در اولين بازي خود در آن (در مقابل ونزوئلȧ)‌ گلي را به ثمر رساند و در پيروزي برزيل نقش داشت.

رونالدينيو در فتح جام جهاني 2002 توسط برزيل نيز نقش داشت و مشخصا در مرحله‌ي يك چهارم نهايي از روي ضربه‌ي آزاد و از فاصله‌ي 25 متري دروازه‌ي انگلستان را گشود. او در همان بازي به علت خطا روي دني ميلز اخراج شد و نيمه نهايي را از دست داد اما مجدداً در فينال به ميدان آمد و در پيروزي دو بر صفر مقابل آلمان و فتح جام شركت داشت.

در 9 ژوئن 2005 او به عنوان كاپيتان تيم ملي برزيل در مسابقات جام كنفدراسيون‌ها شركت كرد و به همراه برزيل فاتح آن مسابفات شد. فينال آن بازي‌ها بين آرژانتين و برزيل بود كه به پيروزي 4-1 برزيلي‌ها انجاميد و رونالدينيو بهترين بازيكن اين ديدار شناخته شد.

رونالدينيو در تيم برزيل براي جام جهاني 2006 حضور دارد و انتظار مي‌رود از بهترين بازي‌كنان اين تيم و كل جام باشد.

باشگاهي

  گرميو

رونالدينيو فوتبال حرفه‌اي را از تيم جوانان گرميو (در شهر پورتو آلگره)‌ شروع كرد. اولين مربي او لوئيس فيليپ اسكولاري بود كه بعدها در فتح جام جهاني 2002 نيز مربي او شد. او براي اولين بار در جام باشگاه‌هاي آمريكاي جنوبي در تيم بزرگسالان به دنيا آمد و سبك بازي، شم گلزني، و قدرت كنترل توپ توسط او به شهرتش انجاميد و نهايتا در 1999 در سن 19 سالگي به تيم ملي برزيل دعوت شد.

او در سال 2001 درصدد جدايي از گرميو بود و از بسياري از باشگاه‌ها بخصوص باشگاه‌هاي انگليسي پيشنهاد داشت. عليرغم تمام اين پيشنهادات (و براي مثال پيشنهاد باشگاه ليدز با رقمي نجومي)‌ او به ليگ فرانسه رفت و با پاري سن ژرمن قراردادي پنج ساله بست.

 پاري سن ژرمن

در 2001 رونالدينيو از گرميو جدا شد و به پاري سن ژرمن پيوست. او در پاري سن ژرمن با مربي، لوئيس فرناندز، مشكلاتي داشت و مربي مدعي بود كه او بيش از حد درگير ذرق و برق پاريس و مسائل حاشيه‌اي است.

پس از جام جهاني و درخشش ويژه‌ي او رونالدينيو مورد پيشنهادات بسيار قرار گرفت و بالاخره در 2003 قصد جدايي خود را اعلام كرد. نتيجتا باشگاه‌هاي بزرگ جهان همگي شروع به ارائه‌ي پيشنهادهاي خود كردند. منچستر يونايتد و بارسلونا مهم‌ترين پيشنهاد‌دهنده‌ها بودند.

سربازان كاتالونيا==== بارسلونا ====

در 19 ژولاي 2003 رونالدينيو با مبلغ 18 ميليون پاوند به بارسلونا پيوست. خوان لاپورتا، رئيس وقت بارسلونا، ابتدا قول آوردن ديويد بكهام را به هواداران داده بود اما پيوستن بكهام به رئال مادريد او را بر آن داشت كه به دنبال رونالدينيو برود و نهايتا از سد رقبايي چون منچستر يونايتد گذاشت و رونالدينيو را جذب كرد. بدين ترتيب رونالدينيو در ميان بازار شايعات به باشگاهي پيوست كه قبلا برزيلي‌هاي بسياري را در پرورش داده بود: اواريستو، روماريو،‌رونالدو و ريوالدو.

رونالدينيو از همان ابتدا هنر خود را در بارسلونا نيز نشان داد. او در بازي تداركاتي مقابل آث ميلان گلي به ثمر رساند و از پايه‌هاي پيروزي 2 بر صفر تيمش بود. اين اولين گل او براي بارسلونا بود.

او در اولين فصل حضورش در لاليگا به همراه بارسلونا به نايب قهرماني آن رسيد.در 20 دسامبر 2004 رونالدينيو از سوي فيفا به عنوان بازي‌كن برگزيده‌ي سال انتخاب شد و در اين راه تيري آنري و آندري شوچنكو را مغلوب كرد.

در 19 نوامبر 2005 هنرنمايي رونالدينيو و به ثمر رساندن دو گل از سمت او بود كه باعث پيروزي سه بر صفر بارسلونا مقابل رئال مادريد شد. رونالدينيو در سال 2004 و 2005 به خوبي براي تيمش به ميدان رفت و به عنوان بهترين بازي‌كن اروپا و بهترين مهاجم جام قهرمانان اروپا انتخاب شد. رونالدينيو سومين فوتباليست برزيلي تاريخ است كه عنوان بهترين بازي‌كن سال اروپا را به دست مي‌آورد. او در 19 دسامبر 2005 دوباره به عنوان بهترين بازي‌كن سال انتخاب شد و اين عنوان را از فرانك لمپارد و ساموئل اتوو ربود. رونالدينيو در سال 2006 نيز در جام قهرمانان اروپا براي بارسلونا به ميدان آمد. در 7 مارس 2006 او در بازي برگشت مقابل چلسي (در نوكمپ) انتقام سال گذشته را با به ثمر رساندن يك گل در تساوي يك بر يك مقابل چلسي گرفت. اين تساوي باعث صعود بارسلونا به يك چهارم نهايي بازي‌ها شد. جلوه‌ي ديگر رونالدينيو در 18 آپريل 2006 و بازي رفت نيمه‌نهايي مقابل آث ميلان بود كه رونالدينيو با پاس خود، پايه‌گذار تك گل بازي توسط لودويك ژولي شد. بازي برگشت نيز بدون گل تمام شد تا رونالدينيو به همراه بارسلونا به فينال بازي‌ها راه پيدا كند. در اين ميان در 3 مي 2006 بارسلونا با شكست دادن يك بر صفر سلتاويگو قهرمان ليگ اسپانيا شد و رونالدينيو نيز اين افتخار را به كارنامه‌اش افزود. تنها چند هفته بعد، در 17 مي 2006، بارسلونا به فينال جام باشگاه‌هاي اروپا رفت و آن‌جا آرسنال را 2 بر يك مغلوب كرد. رونالدينيو اين فصل را با مجموع 25 گل تمام كرد كه تابحال بهترين ركورد او است. اطلاعات بيشتر در سربازان كاتالونيا

                                                    زندگی شخصی

مادر رونالدينيو، ميگوئلينا،‌ سابقا فروشنده‌ي خانه‌به‌خانه بوده است و اكنون پرستار است. پدر او،‌ژائو، كارگر كشتي بود و در ضمن فوتباليست آماتوري براي تيم كروزيرو. ژائو هنگام هشت سالگي رونالدينيو هنگام شنا در استخر خانوادگي دچار حمله‌ي قلبي شد و درگذشت. برادر بزرگ رونالدينيو،‌ روبرتو، در سطح حرفه‌اي و براي باشگاه گرميو بازي مي‌كرد اما مصدوميت باعث شد فوتبال را كنار بگذارد. او در حال حاضر مدير برنامه‌هاي رونالدينيو است.

رونالدينيو با خاناينا ناتيل ويانا مندس، رقاصه‌اي كه سابقه‌ي شركت در برنامه‌ي تلويزيوني "دومينگائو ده فائوستائو" را داشت، ازدواج كرد و در 25 فوريه 2005 صاحب اولين فرزند خود از خاناينا شد و او را به ياد پدرش ژائو نام‌گذاري كرد.

معروف است كه او از كودكي به فوتسال و فوتبال ساحلي علاقه داشت و استعدادش به همان‌جا برمي‌گردد.

رونالدينيو در ضمن از طرفداران پر و پا قرص موسيقي برزيلي است و با دوستانش طبل مي‌نوازد و آواز مي‌خواند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 8:31  توسط آفتاب ایرانی  | 

فال میوه

آيا مي‌دانيد كه از طريق ميوه‌ها مي‌توان شخصيت آدم‌ها را شناسايي كرد

آيا مي‌دانيد كه مي‌توانيد از روي ميوه‌هاي انتخاب شده شخصيت آدم‌ها را شناسايي كنيد و براساس ميوه‌هاي موردنظر بگوييد كه شرايط روحي و رواني اشخاص مختلف چگونه است؟

  از بين ميوه‌ها اگر پرتقال ميوه محبوب شماست، شما آدمي پرقدرت و بسيار صبوريد و دوست داريد كارها را به آرامي و با متانت، اما در عين حال با درايت كامل و جسارت به انجام برسانيد. سختكوش، پرتلاش و كمي خجالتي هستيد؛ اما در دوستي مي‌توان به شما اعتماد كرد. شما دوستان خود را با دقت انتخاب كرده و با تمام وجود به آن‌ها عشق مي‌ورزيد و از درگيري و تنش به هر قيمت پرهيز مي‌كنيد

 

چنانچه سيب ميوه محبوب شماست، فردي اسراف‌كار و بسيار رك‌گو هستيد. اگرچه ممكن است شخصاٌ بهترين سازمان‌دهنده و مدير نباشيد، اما مي‌توانيد رهبر يك تيم كوچك باشيد كه با تلاش زياد تيم را به موفقيت‌هاي بزرگ مي‌رسانيد. در بيشتر موقعيت‌ها مي‌توانيد به سرعت و به درستي تصميم بگيريد؛ شما از سفرهاي كوتاه و غيرمنتظره لذت مي‌بريد. زماني كه با شريك زندگي خود به سر مي‌بريد، جذاب و خونگرم به نظر مي‌آييد و به شدت عاشق زندگي به مفهوم واقعي آن هستيد

 

اگر آناناس ميوه‌ي مورد علاقه‌ي شماست، بسيار سريع تصميم مي‌گيريد و سريع‌تر از آن عمل مي‌كنيد. در تغيير شغل و خطر كردن در زمينه‌ي اجتماعي شجاع و بي‌باك هستيد. شما داراي يك توانايي استثنايي در مديريت مي‌باشيد و نمي‌گذاريد كار روي دستتان بماند.دوست داريد مورد اعتماد ديگران باشيد، معمولا خيلي سريع با ديگران ارتباط دوستانه برقرار نمي‌كنيد، ولي به محض انجام اين كار دوستتان را براي هميشه براي خود نگه مي‌داريد. به ندرت به دنبال زندگي رمانتيك مي‌رويد و شريك شما غالبا به واسطه اين صفات ممتاز تحت تاثيرتان قرار مي‌گيرد، اما از توانايي شما در نشان دادن اين احساسات نااميد است

 

عاشقان موز افرادي دوست داشتني، آرام و طبيعتا گرم و بااحساس هستند. شما غالبا از نداشتن اعتماد به نفس و خجالتي بودن در رنج هستيد. ديگران از طبع آرام و شيرينتان سوء‌استفاده كرده و سعي مي‌كنند به اين وسيله براي خود موقعيت‌هاي جالبي را رقم بزنند. عاشق شريك زندگي خود در تمام زمينه‌ها هستيد و اين عشق به خاطر زيبايي جسمي و روحي اوست! به خاطر روشي كه داريد روابط شما با او همواره در يك هماهنگي كامل است

 

دوستداران اين ميوه سنگين و كمياب افرادي جدي، بافكر و باشعور هستند. از روابط اجتماعي لذت مي‌بريد و به ويژه رويهمراهان و دوستان خود حساسيت خاصي داريد. ممكن است كمي خودخواه به نظر آييد، اما لزوما چنين صفتي در شما برجسته نمي‌شود. شما فردي سريع الانتقال، آگاه و گوش بزنگ هستيد كه در زمينه‌ي شغلي هميشه در بالاترين رده قرار داشته و به بهترين نحو كارها را انجام مي‌دهيد. شما نياز به شريكي عاقل داشته و عقل و احساس را با هم در اين مسأله دخالت نمي‌دهيد.

 

چنانچه گيلاس ميوه محبوب شماست، زندگي هميشه به شيريني كه در نظرداريد خود را به شما نشان نمي‌دهد. فراز و فروددر زندگيتان زياد است، به ويژه در موقعيت‌هاي حرفه‌اي و كاري. شماهميشه و در هر پروژه‌اي كمي پول به دست مي‌آوريد و نه به مقدار زياد. ذهني فعال و خلاق داشته و غالبا به دنبال چيزهاي نو هستيد. شما شريكي صميمي و وفادار هستيد، اما اثر گذاشتن بر احساسات شما كار ساده‌اي نيست. خانه‌تان براي شما به منزله بهشت است و هيچ چيزي را بيشتر از اين دوست نداريد كه در منزل باشيد و دوستان، آشنايان و افراد خانواده شما را دوره كنند.

 

به طور كلي آدمي مودب و خوشرو هستيد، اما گاهي اوقات سريع و به شدت عصباني مي‌شويد، هر چند به همان سرعت نيز عصبانيت شما فروكش مي‌كند. از زيبايي‌ها به هر شكلي كه باشد، لذت مي‌بريد. بسيار محبوب و موردعلاقه ديگران هستيد و اين محبوبيت به علت طبيعت گرم شماست. شور، شوق، علاقه وافري به زندگي داريد و از هر كاري كه مي‌كنيد، لذت مي‌بريد؛ اعم از لباس پوشيدن، خوردن و خوابيدن. شريك شما بايد در تمام شور و علاقه شما سهيم باشد تا بتواند از تمام چيزي كه به او هديه مي‌دهيد، لذت ببرد

 

درست مثل هلو شما از عصاره زندگي لذت مي‌بريد. فردي رك گو بوده و روشي دوستانه داريد در بخشش و در فراموش كردن نظير نداريد و براي دوستي‌ها ارزش بسيار زيادي قائل هستيد. حس استقلال‌طلبي در شما بسيار قوي است و اين امر از شما فردي راستگو ساخته است.  عاشقي ايده‌آل، صبور، صميمي و يكرنگ هستيد. با اين حال به هيچ وجه دوست نداريد احساسات خود را درملاء عام بروز دهيد

 

چنانچه فكر خود را معطوف به انجام كاري مي‌كنيد، مي‌توانيد آن را با موفقيت به انجام برسانيد. شما دوست داريد كه نتيجه تلاش‌هايتان را به سرعت ببينيد. از انگيزه‌هاي مفيد ذهني لذت برده و دنباله‌رو آن هستيد. كمي خجالتي به نظر مي‌رسيد ودر بيان احساسات خود چندان راحت نيستيد. زماني كه به دنبال شريكزندگي هستيد به هوش سرشار، ديد وسيع و دل دريايي‌اش اهميت مي‌دهد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 12:26  توسط آفتاب ایرانی  | 

پیوند دو گل بوستان احمدی مبارک

                                 

لباس یاس بر تن کرد زهرا

كنار دست او بنشست مولا

 

                                      

                                              محمد خطبه خواند، زهرا بلي گفت

                                             غلط گفتم،بلي نه، "يا علي"  گفت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 8:40  توسط آفتاب ایرانی  | 

شیلا خداداد

در 14 آبان‌ 1359 به‌ دنيا آمدم‌. مجرد و تنهافرزند خانواده‌ هستم‌ و خيلي‌ اتفاقي‌ توسط مسعودكيميايي‌ وارد سينماي‌ بازيگري‌ شدم‌ و در كناربزرگان‌  اين‌ عرصه‌ حضور پيدا كردم‌. تا به‌ حال‌ درفيلم‌هاي‌ اعتراض‌، آبي‌، عيسي‌ مي‌آيد، قلبهاي‌ناآرام‌ و مجموعه‌ تلويزيوني‌ مسافري‌ از هند بازي‌ كرده‌ام و در حال‌ حاضر دانشجوي‌ ترم‌ آخرمهندسي‌ شيمي‌ هستم‌ و 20 واحد بيشتر   ندارم‌ تادرسم‌ تمام‌ شود. بعد از آن‌ تصميم‌ دارم‌ درباره‌پيشنهادهايي ‌ كه‌ پيرامون‌ بازي‌ در چند فيلم‌تلويزيوني‌ و سينمايي‌ به‌ من‌ شده‌، فكركنم‌ و به‌ آنهاپاسخ‌ دهم‌.


زن‌ رامين‌ نمي‌شوم‌

نمي‌دانم‌ اگه‌ همين‌ امروز قاسم‌ جعفري‌ مجدداز من‌ دعوت‌ كند تا در فيلم‌ مسافري‌ از هند بازي‌ كنم‌ و دوباره‌ نقش‌ سيتا را قبول‌ نمايم‌، چه‌عكس‌العملي‌ نشان‌ خواهم‌ داد، اما شايد اين‌ بارديگر قبول‌ نكنم‌ كه‌ در نقش‌ يك‌ دختر هندي‌ بازي‌كنم‌ و يا به‌ عبارت‌ ساده‌تر زن‌ رامين‌ شوم‌ و حالا كه‌اين‌ موضوع‌ دوباره‌ تكرار نمي‌شود، بايد به‌ آينده‌فكر كنم‌. البته‌ تا يادم‌ نرفته‌ بگويم‌ هنوز وقتي‌قسمت‌هايي‌ از سريال‌ ?مسافري‌ از هند? رامي‌بينم‌، دلم‌ خيلي‌ براي‌ رامين‌ مي‌سوزد; به‌ طورمثال‌ در آن‌ سكانسي‌ كه‌ رامين‌ مي‌خواهد باهواپيما به‌ دهلي‌نو بيايد تا سيتا را برگرداند، خيلي‌ناراحت‌ مي‌شوم‌. به‌ هر حال‌ بازي‌ در اين‌مجموعه‌ براي‌ من‌ بسيار آموزنده‌ بود.




با مسافري‌ از هند مطرح‌ شدم‌

قبل‌ از ?مسافري‌ از هند در چند فيلم‌ سينمايي‌و سريال‌ بازي‌ كرده‌ بودم‌، ولي‌ اگر اغراق‌ نكرده‌باشم‌، در سريال‌ مسافري‌ از هند با نقش‌ سيتا   معروف‌ شدم‌; چرا كه‌ وقتي‌ اظهار علاقه‌ مردم‌ رادر خيابان‌ و هنگامي‌       كه‌ با من‌ روبه‌رو مي‌شدند،ديدم‌ اين‌ مطلب‌ را متوجه‌ شدم‌ و همين‌ موضوع‌مسئوليت‌ مرا بيشتر مي‌كند; چون‌ بايد با مطالعه‌بيشتر به‌ پيشنهادهاي‌ ديگر پاسخ‌ بدهم‌ تا باز هم‌بتوانم‌ با بازي‌ مجدد خود،    ذهنيت‌ روشن‌ مردم‌ رانسبت‌ به‌ خودم‌ تقويت‌ كنم‌.


گريه‌ كردم‌

در سكانسي‌ از مسافري‌ از هند وقتي‌ سيتامسلمان‌ مي‌شود، اول‌ بايد وارد آن‌ امامزاده‌معروف‌ در كن‌ مي‌شدم‌ و بعد گنبد را مي‌ديدم‌ وبه‌ سوي‌ حرم‌ خيره‌ مي‌شدم‌ و در پايان‌ به‌ سوي‌آن‌ مي‌دويدم‌ تا اين‌ حس‌ را به‌ بيننده‌ القا كنم‌،ولي‌ در آن‌ صحنه‌ وقتي‌ در امامزاده‌ را باز كردم‌،زدم‌ زير گريه‌; چون‌ دچار حالت‌ عجيبي‌ شدم‌ كه‌نمي‌توانم‌ براي‌ هيچ‌ كس‌ تعريف‌ كنم‌، با اين‌احوال‌ نيم‌ ساعت‌ گريه‌ كردم‌ و در همين‌ جا بود كه‌قاسم‌ جعفري‌ كلاكت‌ داد; چون‌ ديگر نمي‌توانستم‌بازي‌ كنم‌ و بعد از مدتي‌ كه‌ حالم‌ خوب‌ شد،دوباره‌ ضبط را آغاز كرديم‌.
با اين‌ تفاسير مي‌توانم‌ بگويم‌ مسافري‌ از هندبه‌خاطر همين‌ واقعيت‌ها بود كه‌ پايان‌ خوشي‌داشت‌ و توانسته‌ بود در ذهن‌ بيننده‌ نقاط مثبتي‌ راايجاد كند. خيلي‌ از نقش‌ سيتا در اين‌ سريال‌راضي‌ هستم‌; چون‌ مي‌توانستم‌ با اين‌ نقش‌ به‌خانواده‌ها شوك‌ وارد كنم‌. البته‌ نبايد از بازي‌خوب‌ ديگر بچه‌ها هم‌ به‌ راحتي‌ بگذريم‌; چرا كه‌آنها حتي‌ بهتر از فيلم‌نامه‌ توانستند نقش‌ خود رابازي‌ كنند; به‌ طور مثال‌ حميد گودرزي‌ با حضوردر نقش‌ فرزاد توانست‌ اين‌ نقش‌ را بهتر از حدتصور بازي‌ كند.


ديگر دختر هندي‌ نمي‌شوم‌

عقيده‌ دارم‌ كه‌ يك‌ بازيگر اگر با يك‌ نقش‌ رابطه‌خوبي‌ با بيننده‌ پيدا كند، ديگر هيچ‌ دليلي‌ وجودندارد كه‌ به‌ پيشنهادهاي‌ مشابه‌ پاسخ‌ مثبت‌ بدهد وحالا من‌ مي‌خواهم‌ اين‌ كار را انجام‌ بدهم‌ و اگرپيشنهاد نقش‌هاي‌ مشابه‌ ?سيتا? را داشته‌ باشم‌،پاسخ‌ من‌ به‌ آنها منفي‌ است‌ و نمي‌خواهم‌ ديگر درهيچ‌ پروژه‌اي‌ نقش‌ دختر هندي‌ را بازي‌ كنم‌ وحالا مي‌خواهم‌ بازي‌ در نقش‌ يك‌ دختر ايراني‌ راهم‌ تجربه‌ كنم‌.

                     




از مردم‌ فراري‌ نيستم‌

يك‌ بازيگر معروف‌ اگر مي‌خواهد در كار خودپيشرفت‌ كند، بايد آدم‌ انتقادپذيري‌ باشد و من‌اين‌ موضوع‌ را به‌ خوبي‌ مي‌دانم‌. در بعضي‌ مواقع‌وقتي‌ با مردم‌ روبه‌رو مي‌شوم‌، آنها از من‌مي‌پرسند كه‌ ?چرا ديگر كمتر به‌ تلويزيون‌مي‌آيي‌ و يا مي‌خواهي‌ از مردم‌ فراري‌ باشي‌ كه‌ در جواب‌ آنها بايد نكته‌اي‌ را گوشزد كنم‌ و آن‌اين‌ كه‌ اصلا اين‌ طور نيست‌; چون‌ عقيده‌ دارم‌ اگربه‌ اينجا رسيده‌ام‌، با حمايت‌هاي‌ همين‌ مردم‌بوده‌ است‌; چرا كه‌ بدون‌ آنها نمي‌توانستم‌ به‌جايي‌ برسم‌. درباره‌ اينكه‌ كمتر در تلويزيون‌حضور پيدا مي‌كنم‌ نيز بايد بگويم‌ از من‌ دعوت‌نمي‌شود تا به‌ آنجا بروم‌.


رشته‌ رياضي‌ مي‌خواندم‌

براي‌ دوره‌ دبيرستان‌ رشته‌ رياضي‌ را انتخاب‌كردم‌; چون‌ عاشق‌ اين‌ رشته‌ بودم‌ و بعد هم‌ ديپلم‌تجربي‌ گرفتم‌ و معدل‌ ديپلمم‌ بالاتر از 17 بود واگر از خود تعريف‌ نكرده‌ باشم‌، هميشه‌ دردرسهايم‌ موفق‌ بودم‌. در سال‌ سوم‌ دبيرستان‌شاگرد اول‌ شدم‌ و در سال‌ 78 هم‌ ديپلم‌ گرفتم‌ وهمان‌ طور كه‌ در بالا هم‌ گفتم‌، دانشجوي‌ ترم‌ آخرمهندسي‌ شيمي‌ هستم‌ و اجازه‌ نمي‌دهم‌ شغلم‌ بادرس‌ خواندنم‌ تداخل‌ پيدا كند; چون‌ براي‌ من‌درس‌ در درجه‌ اول‌ قرار داشته‌ و اهميت‌دوچنداني‌ نسبت‌ به‌ بازيگري‌ دارد.


کارگردانهاي‌ بزرگ‌

تا اين‌ لحظه‌ هنوز هيچ‌ پيشنهادي‌ براي‌ بازي‌ درفيلم‌ها و سريالهاي‌ طنز به‌ من‌ نشده‌ است‌، امادوست‌ دارم‌ كه‌ يك‌ بار هم‌ بازي‌ در اين‌ سوژه‌ راتجربه‌ كنم‌. البته‌ دلم‌ مي‌خواهد براي‌ يك‌ بار هم‌كه‌ شده‌ در فيلم‌هاي‌ كارگردانان‌ بزرگي‌ چون‌بيضايي‌، مهرجويي‌، جيراني‌، ميلاني‌ و بني‌ اعتمادبازي‌ كنم‌.


استقلالي‌ دوآتشه‌ام‌

نه‌ به‌ فوتبال‌ علاقه‌ دارم‌ و نه‌ واليبال‌، ولي‌ عاشق‌تيم‌ استقلال‌ هستم‌ و در حقيقت‌ خانواده‌ام‌ مرامجبور كردند تا طرفدار آبي‌پوشان‌ باشم‌، البته‌ دردربي‌ 56 فكر مي‌كردم‌ كه‌ استقلال‌ برنده‌ شد، اماپرسپوليس‌ در نيمه‌ اول‌ خيلي‌ خوب‌ بازي‌ كرد. به‌هر حال‌ يك‌ استقلالي‌ تمام‌ عيار هستم‌.


شايد خواننده‌ شدم‌

نمي‌دانم‌ در سال‌ جديد چه‌ موفقيت‌هايي‌ رادر پيش‌ رو دارم‌، ولي‌ شايد طعم‌ خوانندگي‌ را هم‌در سال‌ 83 بچشم‌; چون‌ از چند گروه‌ تازه‌تاسيس‌ موسيقي‌ پيشنهاد دارم‌ و آنها از من‌خواستند تا در كنسرتهايشان‌ دكلمه‌ كنم‌. اگرپيشنهاد آنها منطقي‌ بود، در روزهاي‌ آينده‌ شايد باقراردادي‌ عضو گروهاي‌ موسيقي‌ شوم‌.

 

                       
 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 9:39  توسط آفتاب ایرانی  | 

بیوگرافی یکتا ناصر

اوایل تنها تئاتر بازی می کرده و بعد به دفاتر سینمایی معرفی میشود ....

متولد آبان ۱۳۵۷ است از سال ۷۴ فعالیت هنری خودش رو آغاز کرد در دبیرستان رشته ی تجربی را گذرانده و در حال حاضر رشته ی تحصیلی اش مهندسی محیط زیست است ... به گفته ی خودش آدم تنبلیه و برای بدست آوردن هر آنچه که دوست می داشت به کمک شانس بدست اورده و به همین خاطر خیلی تلاش برای بازیگری ( تحصیل بازیگری ) نکرده ...

او در سال ۷۵ در حالی که فقط ۱۸ سال داشت برای نخستین بار مقابل دوربین رفت و در کار تلویزیونی گلهای کاغذی ایفای نقش کرد ...

در سال ۷۶ که مسیر و سلیقه ی سینمای ایران تغییر کرد و به سمت جوانگرایی و جوان پسندی رفت یکتا ناصر که از قبل زمینه ی حضور در سینما را داشت ترجیح داد به درسهای دانشگاه بپردارد ! در این سالها موجی از جوانان به صورت فراگیر وارد سینما شدند و آنهایی که استعداد داشتند خود را نشان دادند و آنهایی هم که استعداد نداشتند این فرصت را بدست آوردند تا در چند پروژه خوب خود را مطرح کنند امی در این میان تنها کارهایی برای یکتا پیش آمد که خیلی باعث مطرح کردن این هنرمند نشد ( از جمله : پدر خوانده - شب چراغ ) این روند کار تا سال ۷۹ ادامه داشت .... تا اینکه در سال ۷۹ تغییر سرنوشت یکتا به دست حمید لبخنده با کار تلویزیونی ( با من بمان) رقم خورد ...

بهرام رادان که تازه با شور عشق نادر مقدس در کنار مهناز افشار به شهرت و محبوبیت رسیده بود در فیلم ساقی به کارگردانی محمدرضا اعلامی در کنار یکتا قرار گرفت و این خود باعث مطرح شدن یکتا در سینما شد ...بعد از فیلم ساقی سیلی از پیشنهادات به سمت یکتا آمد و یکتا در اواخر سال ۷۹ یک فیلم تلویزیونی به نام ( ضربه سوم ) را کار کرد ...

در دهه ی ۸۰ او بخاطر کار کردن با کارگردانان مطرحی چون لبخنده و اعلامی بازیگری را جدی گرفت و به عنوان اولین انتخاب . پروژه ی سینمایی ( ناه پشت ابر ) را برگزبد ... که البته این فیلم بخاطر اینکه ستارگان نامدار در این فیلم حضور نداشتند و همچنین تبلیغات ضعیف فیلم باعث شد فیلم فروش چندانی نداشته باشد ... بعد از این فیلم یکتا در کنار میترا حجار فیلم ( فراری ) را به ساخته ی رضا جعفری بازی کرد ... که البته فراری هم مانند ساقی توقیف شد !!!!

سال ۸۱ را یکتا با امیدواری برای اکران دو فیلم اصلی ایش که توقیف شده بود آغاز کرد ... وقتی امید او مانند سازنندگان ساقی و فراری نقش بر آب شد دوباره راه تلویزیون را پیش گرفت و با مجموعه ی ( عید آن سالها ) دوباره به تلویزیون آمد ...

( پیش پرده ) نام فیلم تلویزیونی دیگر یکتا در سال ۸۱ بود و با همین اثر این سال کاری هم به پایان برد تا وقت بیشتری برای پرداختن به موسیقی و نقاشی داشته باشد .

وقتی در سال ۸۲ یکتا پیشنهاد بازی در فیلم ( عاشق مترسک ) را پذیرفت نه خود یکتا و نه هیچکدام ار اهالی سینما فکر نمی کردند که این فیلم هم به سرنوشت دو فیلم قبلی بازیگر جوان دچار شود !!!! اما این اتفاق افتاد و این فیلم یکتا هم توقیف شد !!!!

!!!!!! دیگر همه باور کرده بودند که طلسمی در سینما برای ستاره ی سینما بوجود آمده که مشخص نیست کی خواهد شکست و بد شانسی کی دست از سر یکتا ناصر بر می دارد !!!!!! و دوباره یکتا مجبور شد به تلویزیون بیاید ...

او در سالهای ۸۲ تا ۸۴ ترجیح داد فقط به پیشنهادهای تلویزیونی پاسخ مثبت بدهد ... بعد از با من بمان لبخنده - سریال ( لبه تاریکی ) ساخته سعید سلطانی را بازی کرد و در پی پخش این مجموعه از تلویزیون و درصد بالای بیننده اش محبوبیت و شهرت یکتا به چند برابر رسید ....

... و در سال ۸۴ که به پیشنهاد احمد امینی پاسخ مثبت داد و یکی از نقش های اصلی مجموعه (( اولین شب آرامش )) را بازی کرد .... البته یک فیلم تلویزیونی دیگر از یکتا به نام ( قند ترش ) ساخته کوروش خزایی نیز از دیگر کارهای یکتا در این سالهاست ....

و بالاخره در ۲۱ مرداد ( فردای تولد خودم ) سال ۸۳ با اکران فیلم فراری طلسم سینمایی یکتا شکست که البته قبل از آن و با فاصله ی دراز از تولید ( ساقی ) نخستین فیلم یکتا ساخته ی اعلامی اکران شده بود که با تغییر ذائقه ی سینما دوستان به موفقیت لازم نرسید ... این موضوع دقیقا برای فیلم فراری هم بود که وقتی اکران شد که سینما از سوژه ی فرار دختران اشباع شده بود .... ( عاشق مترسک ) هم نیز از ۲۴ فروردین ۸۴ اکران شد و دقیقا سومین کار یکتا هم دچار سرنوشت دو کار قبلی اش شد و خیلی موفق نشد ....

بعد از این او کارهای بسیار دیگری کار کرد . از جمله : ( خنگ آباد ) مهدی اباسلط - ( مستند خانه ای در شن ) اردشیر افشین راد - ( ابر می بارید . باران نه ) محمدرضا آهنج - ( قتل آنلاین ) مسعود آب پرور که در حال حاضر بر پرده ی سینماهاست که این فیلم در پائیز و زمستان ۸۴ فیلمبرداری شد و به مراحل فنی رفت . - (افسانه شادیها ) یا ( روزهای نازنین ) علی قوی تن که این فیلم از دی ماه ۸۴ کلید خورد و تا پایان فروردین ۸۵ ادامه داشت . - ( سود تولد ) علی قوی تن در بهار ۸۵ - ( باران رویا ها را نمی شوید ) اصغر یوسفی نژاد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 14:46  توسط آفتاب ایرانی  | 

شرايط ازدواج دختران براي پسران

شرايط ازدواج دختران براي پسران در استانهاي مختلف:

1-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرايط عبارتند از:

*داشتن باشگاه بدنسازي

*داشتن حداقل يك مقام نائب قهرماني در مسابقات قوي ترين مردان ايران

*داشتن عكس يادگاري و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمي

*بازگرداندن كمك هاي مردمي مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذيربط!!!

*نكته:در صورتي كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتياز ويژه محسوب خواهد شد!(5 امتياز)

 


 

2-شهر تبريز از استان آذربايجان غربي.شرايط عبارتند از:

*تلفظ حرف ق

*اداي كلمات قلقلك و قوز بالاي قوز بدون كوچكترين اشتباه!

*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف

*بلد بودن جك هاي متعدد درباره بچه هاي تهران

*داشتن مدال لياقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبريز جهت بستن بمب به كمر و منفجر كردن كاميون حامل جك هاي صادراتي تبريز به استان هاي همجوار.

 


3-شهر زاهدان از استان سيستان و بلوچستان.شرايط عبارتند از:

*توانايي قورت دادن سه كيلو ترياك

*توانايي عبور 20 كيلو محموله مواد مخدر از جلوي مأموران مرزباني

*داشتن مزرعه خشخاش

*آشنايي ديرينه با عبدالقمر خان قاچاقچي پاكستاني

*داراي رفت و آمد خانوادگي با جمشيد هاشم پور!

 


4-شهر رشت از استان گيلان.شرايط عبارتند از:

*داشتن رو حيه مهمان نوازي!

*داشتن روحيه مهمان نوازي!

*داشتن روحيه مهمان نوازي!


5-شهر قزوين از استان قزوين.شرايط عبارتند از:

*نداشتن چشم طمع به برادر همسر!

*توانايي خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوين!


6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرايط عبارتند از:

*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!  

*دست و دلباز بودن

*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام يا نهار و يا يكبار برگزاري مهماني فاميلي

*ننازيدن به سي و سه پل و ساير ابنيه تاريخي!

*راستگويي و صداقت!!!

 


7-شهر هاي سنندج و كرمانشاه از استان هاي كردستان و كرمانشاه.شرايط عبارتند از:

*توانايي پوشيدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

*نداشتن سيبيل

*تعهد به خاك ايران و نداشتن ادعاي استقلال طلبي!

*نداشتن سابقه دعوا و قلدري

*نبريدن سر نويسنده اين مطلب!!!

 


8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرايط عبارتند از:

*كوتاه كردن پشت مو و استفاده از عينك آفتابي فقط در صورت لزوم و زير آفتاب!

*پوشيدن پيراهن و شلوار سفيد

*نداشتن هيچ گونه ادعا نسبت به همنشيني با راكي-رامبو-جكي چان-بروسلي و بيل كلينتون

*نداشتن هيچ گونه ادعاي مالكيت نسبت به برج ايفل-برج پيزا-  مجسمه آزادي و برج ميلاد!

*داشتن روحيه راستگويي و حقيقت طلبي(يعني زياد لاف نياد)

 


9-شهر يزد از استان يزد.شرايط عبارتند از:

*توانايي زيستن در آب و هواي خوش.

*آشنايي با اشيائي چون چمن-سبزه-قناري و ساير موجودات زنده ساكن مناطق خوش آب وهوا

*نداشتن روحيه آب زير كاه و رندي

*اداي حرف هاي خ و ق بدون تشديد

 


10-شهر تهران از استان تهران.شرايط عبارتند از:

*داشتن تنها دو دوست دختر

*آشنا نبودن با معني و مفهوم كلمات دودره-تلكه-تيغيدن و ....

*داشتن روحيه جوانمردي

*مرد بودن!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 14:26  توسط آفتاب ایرانی  | 

پرواز یک صدا

مرغــــی از اقصــــای ظلــــمت پر گرفت
شب، چرای گفت و خـواب از سر گرفت
(احمد شاملو)

آسمان موسیقی ایران هم چنان در سوگ الهه آواز ایران نشسته بود که الهه دیگری از آواز ایران پرواز گرفت. بانو پریوش ستوده از خوانندگان صاحب نام دهه چهل وزارت فرهنگ و هنر، در عین ناباوری و البته در عین بی-توجهی دوستداران و دست اندرکارن موسیقی کشور، به جهان باقی شتافت. قطعاً فوت وی برای جامعه موسیقی ضایعه جبران ناپذیری است.

زیرا وی شاید ازمعدود کسانی بود که از عنفوان شکل گیری ارکسترهای مختلف وزارت فرهنگ و هنر، تا انقلاب 57 در عمده ارکسترهای این وزارت خانه به طور مداوم به اجرای آواز پرداخت ؟ به تحقیق نگارنده بانو پریوش ستوده در وزارت فرهنگ و هنر دارای بیشترین آمار آوازی بود، به همین سبب وی می توانست منبع و مرجعی برای شناسایی، تاریخ آهنگ سازی و ترانه سرایی وزارت فرهنگ و هنر محسوب شود. اما تقدیر الهی چنین بود

 که وی  پس از تحمل تألمات روحی فراوان، در گوشه عزلت، به آرامش ابدی بسر برد و چه راحت و آرام دعوت حق را لبیک گفت. اکنون گنجینه دیگری از فرهنگ و هنر این مرزوبوم روی در نقاب خاک کشید.

این بانو روز ساعت 10 صبح دوشنبه 21 آبان از این جهان رخت بربست و فردای آن روز در گوشه ای از قطعه دوم (از قطعات بسیار قدیمی) بهشت زهرا در غربت تمام و با حضور بیست نفر از بستگان وی به خاک سپرده شد

 (از هنرمندان این کشور تنها فریدون حافظی، افسانه ملک - خواننده دیگر وزارت فرهنگ و هنر و دوست دیرینه پریوش ? و سیروس احمدی فر - ترانه سرا وشاعر وزارت فرهنگ و هنر- در این مراسم حضور داشتند). چه سخت بود که مداح در موقع تلقین از آن جمع تقاضا کرد که وی را حلال کنند! مداح گرامی از به کاربری عنوان خواننده امتنا کرد و ویرا یکی از آهنگسازان برجسته قلمداد کرد، گویا در موقع تدفین نامیدن خواننده زن به خواننده زن کراهت دارد. آن جا بود که نگارنده عنان از کف داد و مرثیه ای نه برای پریوش، بلکه در بیان ناسپاسی های ملت قدردان، در دل خویش گفتم. بگذار

 تا بگریم چون ابر در بهاران / کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران. یا بقول اقبال

لاهوری: چو رخت خویش بربستم، همه گفتند که با ما آشنا بود / ولیک کس 

ندانست این مسافر از که گفت با که گفت از کجا بود. با خود در این اندیشه بودم که زمانی بهرحال قدردان هنرمندان و احیاگران فرهنگ و هنر این سرزمین بودیم، زمان گذشت، حداقل پس فوت آنان، یادی از آنان می کردیم.

 تاجایی که به صفت متناقض نمای مرده پرست موصوف بودیم. حال دیگر نمی دانم که به چه صفتی موصوف هستیم!

پس از فوت بانو پریوش خانواده وی از خانه موسیقی و البته انجمن موسیقی درخواست تدفین در قطعه هنرمندان را داده بودند که متأسفانه مسئولان این دو سازمان به واسطه عدم همکاری وی در پس از انقلاب را مانع از این تدفین عنوان کردند: ؟چون پس از انقلاب کاری را ارائه و اجرا نکردند نمی توانیم وی را در این قطعه ...؟ - در دل هم شاید بدنامی وی به واسطه همکاری با رژیم ملعون ستم شاهی و وزارت فرهنگ و هنر (به ریاست شخص معلوم الحالی به نام پهلبد!) را ... بگذریم . گفتنی است که عمده موسیقی دانان (استاد فرامرز پایور، هوشنگ ظریف و ...) و حتی خوانندگان این وزارت خانه (مانند خاطره پروانه) در پس از انقلاب همکاری های بسیارفراوانی با سازمان های فرهنگی وهنری نظام داشته اند.

 
اما بانو پریوش پس از انقلاب اصلاً آوازی نخواندند، چه رسد به همکاری بادستگاه ها. آنهایی که افتخار همکاری با این دستگاه ها در پس از انقلاب راداشته اند از دید مفتشان، همکاری نمادینی است که نشانه تغییر رویه این هنرمندان، از پیش از انقلاب به پس از انقلاب محسوب می شود. به همین خاطر این دست همکاری ها برای برخی از دستگاه ها بسیار مبارک است.


 جالب است خوانندگانی که در آن سوی مرزها تک خوانی می کنند و حجاب اسلامی - تلویزیونی را هم رعایت نمی کنند، رسانه های ملی و اسلامی ما با آن ها به گفت وگو می نشیند و نظرات آنان را درباره وضعیت موسیقی و آواز جویا می شود. تکرار می کنم بانو پریوش اصلاً پس از انقلاب به هیچ وجه آواز نخواندند.


اما سئوال این است که در نظامی که صدای زن حرام است، چگونه این

سخن به ذهن مسئول گرامی تداعی شده که وی با نظام همکاری، یا اثری را ارائه نکرده است!


هیچ فراموش نخواهم کرد زمانی را که یکی از سازمان های عقیدتی سیاسی نظام، چندسال پیش طرحی داده بود که در آن علل و عوامل حذف صدای زن آسیب شناسی شود! من به این مدیران گفتم شما پدیده هایی هستید که بیشتر محتاج آسیب شناسی هستید! دلیل آن موجه است،

زمانی صدای زن و آثار مخرب آن در جامعه، آسیب شناسی و حتی صریحاً بدون آسیب شناسی به طور کلی حرام قلمداد شد. حال پس از گذشت چندسال این حرمت باید آسیب شناسی شود! آن هم توسط کسانی که به طور انقلابی به جان موسیقی ما افتادند و به زن و مرد رحم نکردند و ... در این  حمله چنگیزی البته بانوان به واسطه نهادینه نبودن و قوی نبودن نهادشان، آسیب های بسیاری متقبل شدند.


جالب است رادیو ایران برخی مواقع کاسه داغ تر از آش می شود. طرح هایی می دهد که اگر این طرح ها در رادیو و تلویزیون های بیگانه رغم می خورد، در برنامه 30 ? 20 تلویزیون ایران مورد تمسخر قرار می گرفت. چندی پیش برنامه ای در صدد تهیه بود که در آن قرار بود عدم پخش صدای زن بررسی شود! از سرنوشت این برنامه بی خبرم. اما همین بس که برخی مواقع همین رسانه با برخی از خوانندگانی مانند پری ملکی، پریسا واعظی و ... گفتگوهایی می کند. معلوم نیست از این افراد به عنوان شنونده آواز دعوت می شود، یا به عنوان خواننده آواز!  هر چه است آن دستگاه و وی را به عنوان یک خواننده زن به رسمیت شناخته است.

 یکی از مسئوالان رادیو با انتقاد تعریف می کرد که در رادیو برنامه ای پخش می شد که در برنامه نقش زنان در همخوانی مورد بررسی قرار گرفته بود. با یکی از بانوان خواننده در حال گفت وگو بودند که مجری گفت که حال میشنویم صدای این خواننده را در زیر صدای خوانندگان ... بدون اینکه اثری پخش شود. بلافاصله گوینده گفت: بله بله صدای ایشان بسیار شنیدی و زیبا بود!


برنامه دیگری در رادیو پخش شد که در آن برنامه هم فقدان نشان ندادن ساز در تلوزیون بررسی می شد. جای تعجب است در بخشی از سازمان بدعتی به عنوان نشان ندادن ساز پایه ریزی می شود. در اتاق دیگر موجوداتی این موضوع را مورد آسیب شناسی قرار می دهند!


غیر از این است که این دست برنامه ها گمراه کردن مردم، گرفتن ژست های روشنفکرانه و پوز دادن های تو خالی مسئوالان برای خوب جلوه دادن وضعیت موسیقی و فرهنگ این مملکت است!


اما بانو پریوش مضرور و مضروب همین رفتارهای متناض شد. وی در عنفوان انقلاب در اوج پختگی در فرآیند بازسازی انقلاب فرهنگی، از وزارت فرهنگ و ارشاد بازنشسته یا بازخرید (!) می شود. جالب است یکی از افرادی که پیش انقلاب از حسن شهرتی در هرزگی داشت. پس از انقلاب نام و عکس این بزرگوار وچند تن از موسیقی-دانان این دیار را به عنوان خائن به جراید و در و دیوار کوبید. بانو پریوش را چندین مرحله احضار کردند که چرا پیش از انقلاب خوانده اید. چرا در وزارت فرهنگ و هنر کار می کردید!

بازجوهایی که بانو پریوش سال ها از ذهنش پاک نمی شد. همواره از جملات تند آن جلسات مانند خائن و جانی یاد می کرد که وی را مانند خوره می بلیعد. آن چنان رنجیده بود که شاید یکی از عوامل فوتش تکرار و بازآفرینی آن شرایط بود. وی تعریف می کرد: روزی به نمایندگی از بانوان بدنام شده (بزرگوارنی ماند خاطره پروانه، گیتی وزیری تبار، افلیا پرتو و ...)

به خدمت حسن حبیبی رفتم که به وی گفتم ما بدنامیم ما خائنیم، نمیدانستیم که ما در این بیست سال به فرهنگ و هنر این مروزبوم خدمت نمی کردیم، خیانت می کردیم. ما غیر از آواز و اجرای موسیقی چه کردیم

که حال باید موصوف به صفت خائن و جانی شویم. آیا اجرای آثار و کلام فاخر فرهنگ ایران، اجرای کلام حافظ، سعدی و ... این قدر بد است که باید مشمول این همه خفت و خاری شویم. البته ما سرفرازیم آنهایی ذلیلند که فرهنگ و هنر این سرزمین را به بهای نازلی می فروشند. البته حسن حبیبی در این نشست آن چنان شرمسار شد که سر خویش را به علامت تسلیم به پایین انداخت

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 12:30  توسط آفتاب ایرانی  | 

اگه نظر ندی می دونی چی می شه؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

اگر نظر ندادی یه اتفاق خیلی بدی می افته؟؟

 

می دونی چه اتفاقی؟؟

 

نمی دونی؟؟

 

پس حالا من بهت می گم که چی می شه؟؟

 

برو یه کم پایین تا بدونی چه اتفاقی می افته؟؟

 

*********

***************

************************

**********

******

***

*****************

*****

*************************

************

**

************

********************

**************

********

۱.الهی بشینی رو جوجه تیغی!

۲.الهی بری قزوین بند کفشت باز بشه!

۳.الهی نخود بخوری نتونی بگوزی!

۴.الهی شاشت بگیره کمربندت باز نشه !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 12:34  توسط آفتاب ایرانی  | 

نابینایی عاشقانه

 

تو این دنیای نامرد....

 

      آيا قصه ي آن دختر نابينا را شنيده اي ؟ که از خودش تنفر داشت، که از تمام دنيا

 

تنفر داشت و فقط عاشق يک نفر بود. معشوقش. و با او چنين گفته بود: (( اگر روزي قادر به ديدن

 

باشم حتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينم عروس حجله گاه تو خواهم شد )) و چنين شد،

 

 آمد آن روزي که يک نفرپيدا شد که حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهد. و دختر

 

 آسمان را ديد و زمين را، رودخانه ها و درختها را، آدميان و پرنده ها را و نفرت از روانش رخت

 

 بر بست. معشوق به ديدنش آمد و ياد آور وعده ديرينش شد : (( بيا و با من عروسي کن، ببين که

 

 سالهاي سال منتظرت مانده ام )) دختر برخود لرزيد و به زمزمه با خود گفت : (( اين چه بخت

 

شومي است که مرا رها نمي کند ؟))  معشوقش هم نا بينا بود و دختر قاطعانه جواب داد: (( قادر

 

 به همسري با او نيست ... )) معشوق رو به ديگر سو کرد که دختر اشکهايش را نبيند و در حالي

 

 که از او دور مي شد هق هق کنان گفت: (( پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشي ))      

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 14:51  توسط آفتاب ایرانی  | 

تست خطای دید

 در نگاه اول یک صورت مشاهده می‌کنید!؟ کمی بیشتر دقت کنید ... یک باغ وحش از حیوانات خواهید دید!

 

می تونی حرف C رو پیدا کنی؟
این یک شوخی نیست، اگه بتونی از این چند امتحان سربلند بیرون بیایی، کار چشمات خیلی درسته!!
می تونی C رو پیدا کنی؟ (تمرین خوبیه واسه چشم هات) آماده رفتن باش!

حالا که تونستی C رو پیدا کنی ...
6 رو پیدا کن


حالا که6 رو پیدا کردی ...
N رو پیدا کن (واقعا سخته!)

N رو هم پیدا کردی؟ آفرین

 

می‌توانید یک صورت در این آثار قدیمی دیواری پیدا کنید!؟

 

 

آیا می‌توانید سه صورت در تصویر پایین پیدا کنید!؟

 
 
 
 
باز هم در نگاه اول یک صورت می‌بینید!؟ مطمئنید!؟ کمی بیشتر دقت کنید ...
 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 14:29  توسط آفتاب ایرانی  | 

فال از پانزدهم آذر تا اول دي بـر شمــا چه خواهــد گذشــت؟

فروردين
    شما بايد در اجتماع بدرخشيد. فراموش نكنيد كه اگر گرفته و تودار باشيد، از همه چيز عقب خواهيد ماند. روزهايي كه پيش رو داريد، فرصت بسيار خوبي براي صميمي شدن با دوستان و همكاران جديد شماست.اگر مجرد هستيد، اكنون زمان مساعدي براي انتخاب همسر دلخواه تان رسيده است. به پيشنهادهايي كه در مدت اخير داشتيد، بيشتر و جدي‌تر نگاه كنيد. روزهاي آتي فرصت مناسبي براي سفر است. نقشه‌هاي‌تان را اجرا كنيد و با اميدواري و ديد مثبت در مورد عملي شدن آنها بينديشيد.يكنواختي در محيط اطراف‌تان، باعث كسالت شما شده است. سعي كنيد تغييراتي در پيرامون‌تان به وجود بياوريد تا روحيه‌تان هم تغيير كند.
    
    ارديبهشت
    
دلتنگي‌هاي خود را كنار بگذاريد و از جريان زندگي‌تان لذت ببريد. اجازه ندهيد كه غم و اندوه و افسردگي بر شما غلبه كند. يك پيشنهاد بسيار ايده‌آل براي كار يا معامله‌اي به شما مي‌شود. با مشورت ديگران و سنگين و سبك كردن شرايط‌تان و البته توكل به خدا پيشنهاد را قبول كنيد كه سود چشمگيري براي‌تان خواهد داشت. يك درگيري عاطفي پيدا مي‌كنيد. صبر خود را از دست ندهيد كه انشاا... همه چيز درست خواهد شد. منتظر جوابي مساعد از طرف يكي از دوستان نزديك خود هستيد. در ضمن اگر مي‌خواهيد در اين ماه مشكلات شما مرتفع شود حتما با خانواده‌تان مشورت داشته باشيد.
    
    
خرداد
    
خوشحال باشيد كه به زودي پول مرده‌تان، زنده خواهد شد. سعي كنيد كمي بيش از پيش رازدار باشيد تا روابط خانوادگي و دوستانه‌تان به خطر نيفتد. يك مهماني در پيش خواهيد داشت. خودتان را زياد اذيت نكنيد. تجملات و اسراف، موجب گرمي و نزديكي دل‌ها نمي‌شود. بيشتر مواظب سلامتي‌ خودتان باشيد. كار بيش از حد، استراحت ناكافي و تلاش بي‌وقفه براي به دست آوردن پول، مي‌تواند سلامتي شما را به مخاطره بيندازد.ستارگان مي‌گويند كه شما رقابت شديدي در خود احساس مي‌كنيد. احساس رقابت با همكاران، همسن و سال‌ها و... اگر در حد متعادل به اين احساس بها دهيد، موجبات پيشرفت شما را فراهم مي‌آورد.
    
    
تير
    مدتي است كه نگران بيماري يكي از نزديكان‌تان هستيد. به عيادت‌شان برويد و براي سلامتي‌شان دعا كنيد. درنهان خود به فردي غبطه مي‌خوريد. البته دوست نداريد اين موضوع را باور كنيد اما حقيقت اين است كه اين قضيه، واقعيت دارد.گاهي اوقات تمام وقت و انرژي خود را صرف خانواده مي‌كنيد اما بد نيست كمي هم به خودتان برسيد. جوري زندگي نكنيد كه در آينده افسوس بخوريد، افسوس بي‌توجهي كردن بيش از حد به خود يا خوشگذراني خارج از اندازه!بعضي وقت‌ها امتحان كردن چيزهاي جديد مي‌تواند سوژه هيجان‌انگيزي براي چند وقت باشد.
    
    
مرداد
    
خبرهاي خوشي در راه داريد. سعي كنيد شادي‌هاي‌تان را با ديگران قسمت كنيد. سعي كنيد اين روزها را براي كسي كه دوستش داريد، تبديل به يكي از روزهاي به ياد ماندني كنيد. وقت بيشتري براي معاشرت بگذاريد. چند وقتي است كه كسالت به سراغ شما آمده است. آدم بهانه‌گيري شده‌ايد. به امروز و فردا نگاه نكنيد كه اطرافيان، زير بال و پرتان را گرفته‌اند و نمي‌گذارند تنها بمانيد. اگر در رفتارتان تغيير رويه ندهيد و همچنان به غرغر كردن و بهانه گرفتن ادامه بدهيد، تمام اطرافيان از گردتان پراكنده خواهند شد.
    
    
شهريور
    
افراد جديدي وارد زندگي‌تان مي‌شوند. حضور آنها را به فال نيك و سعي كنيد خصوصيات مثبت را از آنها ياد بگيريد. بدون شك نمي‌خواهيد به شما يادآوري شود كه در گذشته داراي اشتباهاتي در مسائل مالي بوده‌ايد. مراقب پول‌تان باشيد و آن را بيهوده خرج نكنيد. ديگر وقت آن رسيده كه سكوت را در مورد مسئله مهمي كه اين روزها فكرتان را بدجوري به خودش مشغول كرده، بشكنيد و حقـايق را فاش كنيـد. رازداري بيش از حد، گاهي اوقات به ضرر شماست و شخصيت و حيثيت شمـا را زير سوال خواهد برد.
    
    
مهر
    
بايد در تمام لحظات زندگي خود خونسرد باشيد.درگيري شغلي شما زياد است، شايد هم خود را به شدت درگير مسائل تحصيلي كرده‌ايد.صحبت‌هاي شما با يكي از نزديكان كه مدتي است دچار مشكلات مالي شده، مي‌تواند به او كمك كند.در روزهاي گذشته در جمعي قرار گرفته‌ايد كه گفته‌هاي كسي از اعضاي اين جمع شما را ناراحت كرده و در پس پاسخ دادن به او هستيد ولي اين امر نمي‌تواند شما را راضي كند پس بهتر است اين كار را به گذشت زمان واگذار كنيد.از يك دوست قديمي نشاني به دست آورده‌ايد كه اين امر بسيار شما را خوشحال كرده، او را پيدا كنيد و تلافي اين سال‌هاي جدايي را درآوريد، او نيز در پي شماست.
    
    
آبان
    مال و اموال براي شما شخصيت به همراه نخواهد داشت پس با داشتن آنها احساس غرور نكنيد كه اين احساس مي‌تواند به شدت در شما سركوب شود . بعضي مسائل در زندگي شما وجود دارد كه نسبت به آنها بي‌اهميت هستيد. رويه خود را عوض كنيد و به آنچه در زندگي‌تان نقش‌آفرين است، توجه داشته باشيد. فكر انجام معامله‌اي ذهن شما را مشغول كرده، بي‌گدار به آب نزنيد و به اطراف خود به دقت نظر كنيد. شايد قدمي برداريد كه شما را به بيراهه بكشاند و جبران آن هم براي شما مشكل باشد.براي حركت در مسيري پيچيده خود را آماده كنيد و مطمئن باشيد كه قدم برداشتن در اين راه، شما را به سرمنزل سعادت خواهد رساند.
    
    
آذر
    
مدتي است كه احساس گنگي در درون‌تان وجود دارد. به دنبال چيز يا كسي هستيد و مدام به فكر پيدا كردن آنيد. در روزهاي قبل با دوستي قديمي ملاقات كرده‌ايد كه در طي اين ملاقات او از شما درخواستي كرده ولي شما قادر به عملي كردن آن درخواست نيستيد. اين مطلب را با خود او در ميان بگذاريد و از گفتن اين حرف هيچ نگران نباشيد.مدتي است كه منتظر يك رابطه عاطفي هستيد ولي فرصت آن پيش نيامده. بايد قدم اول را خودتان برداريد در غير اين صورت راه به جايي نخواهيد برد. البته بايد توجه داشته باشيد كه انسان براي رسيدن به آنچه در انتظارش است بايد تلاش كند. پس از هيچ تلاشي دريغ نكنيد كه شب دراز است و قلندر بيدار. موفق باشيد.
    
    
دي
    
صحبت‌هاي صريح شما ممكن است ديگران را ناراحت كند. بعضي مواقع رك‌گويي كار دست انسان مي‌دهد. در ميان جمع خانوادگي خود بسيار دوست‌داشتني هستيد ولي همين صحبت‌هاي صريح شما ممكن است براي خانواده شما مشكلاتي به همراه داشته باشد.از طرف دوستان و نزديكان، پيشنهادي دريافت كرده‌ايد كه شما را بسيار مشغول خود كرده است. چرا دست دست مي‌كنيد؟ در اين مورد با افرادي كه قبلا چنين پيشنهاداتي داشته‌اند مشورت كنيد و از آنان كمك بخواهيد. در اين راه مجبور به انجام هيچ كاري نيستيد بنابراين راه را براي خود سخت و دشوار نكنيد.از دست كسي ناراحت هستيد. اين ناراحتي را بروز ندهيد.
    
    
بهمن
    
مدتي قبل كاري انجام داده‌ايد كه بسيار نگران نتيجه آن كار هستيد. سعي كنيد نگراني را از خود دور كنيد چون به هر حال شما بايد نتيجه كار خود را دريافت كنيد. پاداشي دريافت مي‌كنيد كه اين پاداش شما را به فعاليت‌هاي بعدي خود اميدوار مي‌كند. در مورد مسائل كاري خود با عده‌اي دچار اختلاف هستيد.با آنها قراري بگذاريد و صحبت‌هاي آنها را هم بشنويد و افكار خودتان را نيز براي آنها بازگو كنيد. مطمئن باشيد كه به اين صورت بيشتر به نتيجه خواهيد رسيد.بيش از حد تحت تاثير گفته‌هاي ديگران قرار مي‌گيريد. تجربه‌هاي گذشته به شما ثابت كرده كه گفته‌هاي ديگران زياد هم نمي‌تواند در روند زندگي شما تاثير داشته باشد .
    
    
اسفند
    
كسي براي كمك نزد شما مي‌آيد، بايد دست او را بگيريد و او را كمك كنيد. اين كار مي‌تواند مشكل او را حل كرده و خوشحالي به همراه داشته باشد. براي يكي از كارهاي عقب‌افتاده خود بايد سريع تصميم بگيريد. با يك سبك سنگين كردن ساده مي‌توانيد به نتيجه برسيد. پس وقت را هدر ندهيد و از تمام لحظات استفاده كنيد. به مهماني دعوت مي‌شويد كه در آن افراد جديدي را ملاقات مي‌كنيد. در اين بين صحبت‌هايي رد و بدل مي‌شود كه مي‌تواند شما را به آينده اميدوارتر كند. قبل از هر اقدامي بايد خوب راجع به آن فكر كنيد و بي‌گدار به آب نزنيد. راستي مسير زندگي عاطفي خود را كه مدتي از ادامه آن بازمانده بوديد، ادامه دهيد كه روزهاي روشني در پيش است
    

بر گرفته از سایت خانواده سبزhttp://www.ksabz.net/paper.asp?AID=18729

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 10:9  توسط آفتاب ایرانی  | 

بیوگرافی هدیه تهرانی

                

هديه تهراني متولد سال 1351، تهران. وي آموزش دوره بازيگري نديده و فارغ‌التحصيل اين رشته نيست؛ اما بخت با او يار بوده است كه با نخستين فيلمي كه در آن به ايفاي نقش پرداخت، به عنوان چهره‌اي مطرح در سينماي ايران شناخته شد. شايد اگر به شكل و با فيلم ديگري وارد سينما مي‌شد تا اين اندازه آوازه نمي‌يافت. او با بازي در فيلم سلطان (مسعود كيميايي، 1375) به سينما آمد؛ اما پيش از آن آزيتا حاجيان و همسرش به او پيشنهاد بازي در فيلم داده بودند كه نپذيرفته بود. چند ماه بعد داريوش مهرجويي براي بازي در فيلم ليلا (1375) از او دعوت به همكاري كرد، تهراني داستان فيلم را شنيد و نپسنديد و بازي در فيلم را رد كرد. در چنين وضعي عكس‌هايي از او به واساطه رضا رخشان، عكاس فيلم، در اختيار كارگردان‌ها و تهيه‌كننده‌ها قرار گرفته بود. به همين جهت كيانوش عياري براي بازي در بودن يا نبودن و ايرج قادري براي بازي در مي‌خواهم زنده بمانم از او دعوت به همكاري كردند كه هر كدام به دلايلي مقدور نشد. كيميايي بازي در فيلم سيب سرخ حوا را به او پيشنهاد داد، تهراني داستان فيلم را شنيد و پسنديد؛ اما وقتي كيميايي از كار كناره‌گيري كرد و سعيد اسدي جاي او را گرفت تهراني هم از همكاري طفره رفت. كيميايي مجدداً به او پيشنهاد همكاري داد، و با دستمزد 600 هزار تومان براي بازي در فيلم سلطان با او قرارداد بست. تهراني بلافاصله پس از سلطان در فيلم غريبانه (احمد اميني، 1376) بازي كرد كه نقش چندان پيچيده و دشواري نبود. سياوش (سامان مقدم، 1377)، شوكران (بهروز افخمي، 1377)، قرمز (فريدون جيراني 1377)، دست‌هاي آلوده (سيروس الوند، 1378)، پارتي (سامان مقدم، 1379) و آبي (حميد لبخنده، 1379) نقش‌هاي ساده و بدون تحليلي ديگري بودند كه تهراني به راحتي در آن‌ها جا گرفت. چتري براي دو نفر (1380) فيلم ديگري است كه تهراني پس از غريبانه با احمد اميني كار كرد. به رغم همه كوشش‌ها تهراني در چتري براي دو نفر هم نتوانست از تيپ خودساخته و تكراري‌اش جدا شود، تا اين كه با بازي در كاغذ بي خط (ناصر تقوايي، 1380) و خانه‌اي روي آب (بهمن فرمان ‌آرا 1380)تا حدود زيادي از كليشه زني آرام با صورت سنگي نجات يافت .

   فيلم شناسي :

 ۱- اين سه زن (۱۳۸۵)

 ۲- زندگي كن مانا (۱۳۸۵)

 ۳- سال سگ (۱۳۸۵)

 ۴- فرزند صبح (۱۳۸۵)

 ۵ - نسل جادويي (۱۳۸۵)

 ۶- چهارشنبه سوري (۱۳۸۴)

۷- شبانه (۱۳۸۴)

 ۸- يك بوس كوچولو (۱۳۸۴)

 ۹- جايي براي زندگي (۱۳۸۳)

 ۱۰- دوئل (۱۳۸۲)

 ۱۱- آبادان (۱۳۸۱)

 ۱۲- دختر ايروني (۱۳۸۱)

 ۱۳- خانه اي روي آب (۱۳۸۰)

 ۱۴- دنيا (۱۳۸۰)

 ۱۵- زمانه (۱۳۸۰)

 ۱۶- كاغذ بي خط (۱۳۸۰)

 ۱۷- آبي (۱۳۷۹)

 ۱۸- پارتي (۱۳۷۹)

 ۱۹- چتري براي دو نفر (۱۳۷۹)

 ۲۰- دست هاي آلوده (۱۳۷۸)

 ۲۱- سياوش (۱۳۷۷)

 ۲۲- شوكران (۱۳۷۷)

 ۲۳- قرمز (۱۳۷۷)

 ۲۴- غريبانه (۱۳۷۶)

 ۲۵- سلطان (۱۳۷۵)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 10:57  توسط آفتاب ایرانی  | 

بیوگرافی بهروز وثوقی

شاید نزدیک به یازده سال زمان لازم بود تا بهروز وثوقی کشف شود. او از سال 1337 با بازی در فیلم طوفان در شهر ما به سینما‌ آمد و تا سال 1347 در نقشهای متفاوت اما نچندان پررنگی ظاهر شد. انتخاب او برای بازی در فیلم قیصر توسط مسعود کیمیایی کافی بود تا نام بهروز وثوقی زبانزد خاص و عام شود. نقش آفرینی تحسین برانگیز بهروز وثوقی در قیصر پس از سالها توانست بت فردین را شکسته و چهره اواخر دهه چهل و نیمه اول دهه پنجاه سینمای ایران شود.

 نام اصلی: خلیل

نام خانوادگی اصلی: وثوقی

 ......................................  

تاریخ تولد: 1316

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

......................................

بیوگرافی

- فعالیت در زمینه دوبله (1337)

- فعالیت در زمینه تئاتر (1356)

- مهاجرت به آمریکا (1359)

شاید نزدیک به یازده سال زمان لازم بود تا بهروز وثوقی کشف شود. او از سال 1337 با بازی در فیلم طوفان در شهر ما به سینما‌ آمد و تا سال 1347 در نقشهای متفاوت اما نچندان پررنگی ظاهر شد. انتخاب او برای بازی در فیلم قیصر توسط مسعود کیمیایی کافی بود تا نام بهروز وثوقی زبانزد خاص و عام شود. نقش آفرینی تحسین برانگیز بهروز وثوقی در قیصر پس از سالها توانست بت فردین را شکسته و چهره اواخر دهه چهل و نیمه اول دهه پنجاه سینمای ایران شود.

بهروز وثوقی بازیهای ماندگار و متفاوت بسیاری در کارنامه هنری دارد:

قیصر، طوقی، داش آکل، تنگسیر، بلوچ، بت و ...

بازی تحسین برانگیز و خارق العاده بهروز وثوقی در فیلمهای گوزنها (مسعود کیمیایی، 1354) و سوته دلان (علی حاتمی) برای همیشه در تاریخ سینمای ایران به یادگار ماند.

وثوقی در سال 1359 ایران را برای همیشه ترک کرد. او خارج از ایران در فیلمهایی هم بازی کرد.

همکاری بهروز وثوقی و مسعود کیمیایی در هفت فیلم، هفت بازی بشدت متفاوت در کارنامه وثوقی بر جای گذاشت.  

بخشی از فیلم شناسی:

1357  نفس بریده ( سیروس الوند )  [بازیگر]

 

1356  سوته دلان ( علی حاتمی )  [بازیگر]

 

1355  ماه عسل ( فریدون گله )  [بازیگر]

 

1355  بت ( ایرج قادری )  [بازیگر]

 

1355  نازنین ( علیرضا داودنژاد )  [بازیگر]

 

1355  ملکوت ( خسرو هریتاش )  [بازیگر]

 

1354  کندو ( فریدون گله )  [بازیگر]

 

1354  گوزن ها ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]

 

1353  ممل آمریکایی ( شاپور قریب )  [بازیگر]

 

1353  همسفر ( مسعود اسدالهی )  [بازیگر]

 

1352  تنگسیر ( امیر نادری )  [بازیگر]

 

1352  خاک ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]

 

1352  نفرین ( ناصر تقوایی )  [بازیگر]

 

1351  بلوچ ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]

 

1350  داش آکل ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]

 

1350  رشید ( پرویز نوری )  [بازیگر]

 

1350  فرار از تله ( جلال مقدم )  [بازیگر]

 

1349  لیلی و مجنون ( سیامک یاسمی )  [بازیگر]

 

1349  طوقی ( علی حاتمی )  [بازیگر]

 

1349  رضا موتوری ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]

 

1348  قیصر ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]

 

1348  دنیای آبی ( صابر رهبر )  [بازیگر]

 

1347  بیگانه بیا ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]

 

1347  تنگه اژدها ( سیامک یاسمی )  [بازیگر]

 

1346  دالاهو ( سیامک یاسمی )  [بازیگر]

 

1346  زنی به نام شراب ( امیر شروان )  [بازیگر]

 

1345  هاشم خان ( محمد زرین دست )  [بازیگر]

 

1345  خداحافظ تهران ( ساموئل خاچیکیان )  [بازیگر]

 

1343  لذت گناه ( سیامک یاسمی )  [بازیگر]

 

1340  صد کیلو داماد ( عباس شباویز )  [بازیگر]

 

1337  طوفان در شهر ما ( ساموئل خاچیکیان )  [بازیگر]

 

جوایز و انتخابها

 

برنده مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد (رضا موتوری)

 

[ دوره 3 جشنواره سپاس (مسابقه) - سال 1350 ]

...............................................................

برنده مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد (قیصر)

 

[ دوره 2 جشنواره سپاس (مسابقه) - سال 1349 ]

................................................................

 برنده بز بال دار بهترین بازیگر مرد (گوزن ها)

 

[ دوره 3 جشنواره جهانی فیلم تهران (مسابقه) - سال 1353 ]

بیشترین همکاری بهروز وثوقی با

 

روبیک منصوری (بازیگران،تدوین،صدا،عنوان بندی،موسیقی،) (در 17 فیلم )

 

جلال پیشوائیان (بازیگران،) (در 13 فیلم )

 

اسفندیار منفردزاده (در 9 فیلم )

 

 نعمت حقیقی (صحنه و لباس،فیلمبرداری،فیلمنامه،) (در 8 فیلم )

 

 مسعود کیمیایی (تدوین،تهیه و تولید،صحنه و لباس،عنوان بندی،فیلمنامه،کارگردانی،) (در 8 فیلم )

 

چنگیز جلیلوند (در 7 فیلم )

 

واروژان  (در 7 فیلم )

 

بهمن مفید (بازیگران،دوبله،) (در 6 فیلم )

 

نادره (بازیگران،) (در 6 فیلم )

 

علی عباسی(در 6 فیلم )

 

مهدی رجاییان (تدوین،صدا،عنوان بندی،موسیقی،) (در 5 فیلم )

 

 شهرزاد (در 5 فیلم )

 

پروین سلیمانی (بازیگران،)(در 5 فیلم ) 

 

ولی الله خاکدان (جلوه های ویژه،صحنه و لباس،) (در 5 فیلم )

 

اکبر خواجوی  (در 5 فیلم ) 

 

 ناصر ملک مطیعی (بازیگران،) (در 5 فیلم ) 

 

 نصرت‌الله کنی (تدوین،فیلمبرداری،) (در 5 فیلم ) 

 

 مهدی مصیبی  (در 5 فیلم ) 

 

 حسن مصیبی (تدوین،صدا،موسیقی،) (در 4 فیلم )

 

 امیر نادری (در 4 فیلم ) 

 

 عباس ناظری (بازیگران،) (در 4 فیلم )

 

 احمد احمدپور (صدا،) (در 4 فیلم )

 

 سیامک یاسمی  (در 4 فیلم )

 

 جعفر اکبری(در 4 فیلم )

 

 میرمحمد تجدد (بازیگران،) (در 4 فیلم )

 

 جمشید مشایخی (بازیگران،) (در 4 فیلم )

 

 گوگوش(در 4 فیلم )

 

عبدالله اسکندری (تهیه و تولید،فیلمنامه،چهره پردازی،) (در 4 فیلم )

 

 خانی (فیلمنامه،) (در 4 فیلم )

 

 تقی ظهوری(در 4 فیلم )

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 14:58  توسط آفتاب ایرانی  | 

خواستگاری خر

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 14:20  توسط آفتاب ایرانی  | 

شاعرانه

کیستی که من

                      این گونه

                                    به اعتماد

نامِ خود را          

                         با تو می گویم

کلیدِ خانه ام را

                     در دست ات می گذارم

نانِ شادی های ام را

                     با تو قسمت می کنم

به کنارت می نشینم و

                                 برزانوی تو

این چنین آرام

                       به خواب می روم ؟

کیستی که من

                      این گونه به جد

در دیار رویاهای خویش

                      با تو درنگ می کنم ؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 15:39  توسط آفتاب ایرانی  | 

عاشقانه هاااااااااااااااااااااااااااا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 15:18  توسط آفتاب ایرانی  | 

لادن طباطبایی

نام: لادن طباطبايي

تاريخ تولد: 1349 - تهران

فارغ التحصيل بازيگري تئاتر از دانشكده  هنرهاي زيباي دانشگاه تهران.

هيچگاه آنطور كه بايد، نتوانست بدرخشد هرچند كه بازيهاي نسبتا خوبي در كارنامه دارد. بازي در مجموعه پليسي خواب و بيدار فرصت بسيار  خوبي براي هنرنمايي او بود.

بازيگر برگزيده از دوازدهمين جشنواره سراسري تئاتر فجر براي نمايش سورنا و مادر لوك.

 متولد تهران ، ديپلمه علوم تجربي و ليسانس بازيگري تأتر از دانشكده هنرهاي زيبا ،دانشگاه تهران .

گذراندن دوره سه ماهه فيلمنامه نويسي و تحليل فيلم در كلاسهاي كارگاه آموزش فيلمسازي ، زير نظر فريدون جيراني و فرخ انصاري بصير.
شروع فعاليت بازيگري همزمان با ورود به دانشكده ، با حضور در نمايشهاي دانشجويي .
وي ابتدا با گرايش نمايش عروسكي به تحصيل پرداخت كه حاصل آن چند تجربه عروسك گرداني ، نمايشنامه نويسي عروسكي و كارگرداني دو نمايش(مهمانهاي ناخوانده ، به شيوه زنده)و (جوجه طلايي ، عروسكي) بود . سپس با تغيير گرايش به رشته بازيگري فعاليت خود را در اين زمينه متمركز كرد .
در بهمن ماه 1373 با ارايه پايان نامه نظري و عملي از دانشكده فارغ التحصيل شد . پايان نامه نظري وي تحت عنوان بازيگر و اشيا به بررسي ارتباط بازيگر و اشيا از دير باز تاكنون ميپردازد و ضمن نگاهي به ديدگاههاي پيشينيان به نقش و حضور اشيا در حيطه نمايش و زندگي ، كاركرد اشيا را در جريان نزديكي به نقش بررسي ميكند .
پايان نامه عملي وي با نام لباسي براي مهماني اجرايي بود با تحليل كاملاً متفاوت از نمايش دعوت ِ غلامحسين ساعدي . در اين نمايش كه با كارگرداني محمد رحمانيان و بازي لادن طباطبايي و مهتاب نصير پور به مدت 10 شب بر صحنه تالار مولوي بود ، اشيا موجود در صحنه بنحوي مورد استفاده بازيگران قرار ميگرفت كه مفاهيم متفاوتي را به تماشاگر القا مي نمود .

تعدادي از نمايشهاي دانشجويي كه به عنوان بازيگر در آنها حضور داشته :
سياه ( علي نصيريان )، باغ وحش شيشه اي ( تنسي ويليامز )، خانه برناردا آلبا ( گارسيا لوركا )، يرما ( گارسيا لوركا ) ، دعوت ( غلامحسين ساعدي ) ، تكيه بر باد ( ناظرزاده كرماني ) دختر بخت ( اوژن يونسكو )، چهار فصل ( آرنولد وسكر + كارگردان ) .

همچنين با بازي در نمايش سورنا مادر لوك نوشته داريوش مختاري و كارگرداني فرشته سرابندي ، جايزه بازيگر برگزيده زن را از جشنواره سراسري تأتر فجر بدست آورد ( سال 1372 ).
در سال 1378 نمايش تك پرده اي با نام ليلي...بي مجنون نوشته و كار خودش را با بازي خودش بر روي صحنه برد ، كه اين نمايش با صحنه خالي و با تكيه بر توانايي بازيگر در ارايه چندين نقش و با استفاده از مفاهيم اشيا اجرا شد كه در جشنواره تأتر بانوان جايزه بازيگر برگزيده را از آن خود كرد .
اولين حضور وي در مقابل دوربين تجربه كوتاهي در برنامه عروسكي ? عطر و گلاب بپاشيد به كارگرداني ايرج طهماسب (1370 ) بود و پس از آن مجموعه تلويزيوني بر سر دو راهي به كارگرداني حسين فردرو (1371 ) و جنگ نوروز 72 داريوش كاردان .

هم چنين دو تله تأتر تحت نام مجموعه يك داستان ، به كارگرداني محمد رحمانيان ، برگرفته از آثار نويسندگان روسي بازي كرد .
پس از پايان دوره ليسانس وي بازيگري را به طور جدي دنبال كرد ، اولين سريال بلند وي نيمه پنهان ماه بهمن ماه 1373 پخش شد و بهار 1374 اولين حضور مقابل دوربين 35 با فيلم سينمايي سايه به سايه به كارگرداني علي ژكان رقم خورد . تابستان 1374 در فيلم سينمايي خواهران غريب (كيومرث پوراحمد ) شركت كرد ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 9:59  توسط آفتاب ایرانی  | 

تست جالب و واقعی برای اعصاب ...

تست روانشناسی سه بعدی

 

 

اين تصوير در حقيقت ثابت و بدون حرکت ميباشد .

 

 

 اگر آنرا متحرک ميبينيد به فشارهاي رواني شما مربوط ميباشد

 



هر چه سرعت حرکت در تصوير بيشتر ديده شود

 

 

فشارهاي رواني بيننده نيز بيشتر مي باشد و بالعکس

 

 

 

 

                 

خوب من که به خودم امیدوار شدم شما چی ؟؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 10:33  توسط آفتاب ایرانی  | 

سوژه

آره  همون وان لاين رو شما بخوانيد آنلاين

حتما با اين بي سوادي در زمينه انگليسي بايد اطمينان كنيم و يه حساب آنلاين هم باز كنيم . يه كلاهبردار بياد و وان لاين يعني ببخشيد آنلاين حسابمون رو صاف كنه

محمد رضا شريفي نيا در تست گريم براي نقش سيد احمد خميني

خودمونيم من اصلا نمي تونم شريفي نيا رو توي نقش سيد احمد خميني تجسم كنم

استخدام به روش جدید

جرات داريد بشينيد تا بگم چي ميشه

بابا چرا بيخود حاجي رو اذيت مي كنيد مهمون بايد راحت باشه , حاج آقا با پيژامه مي اومديد ,راحت تر نبوديد؟ اين كت و شلوار و ... مال ريا و تزويره و دنيوي هست , مال اين لوس بازي هاي غربي هاست ما بايد فرهنگ اصيل داشته باشيم كفش كه لازم نيست , اين قرتي بازي ها مال اين روشنفكر هاي بزغاله هست نه مال آدم هاي مردمي مثل شما

يادت نره بگيريش , آخه مرد حسابي مگه توپ فوتباله يه ژست گرفتي كه انگار ميخواي هد بزني توي دروازه

چقدر مسخره

البته يادش رفته بنويسه آب حوض هم ميكشيم , پيرزن هم مي كشيم , تازه اگه اين همه تخصص ما به درد نخورد , مرده هم ميشوريم , كفن هم ميكنيم , قبر هم مي كنيم , راستي قران خوان و تعزيه خوان صدا نكنيد تو اون هم تخصص داره

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 10:20  توسط آفتاب ایرانی  | 

آنچه همه خوبان دارند ما تنها داریم....

اعتمادالسلطنه را می شناسید ؟؟

وی از مقربان دربار ناصرالدین شاه بود و مدتی وزیر انطباعات بود و کتابی چند تالیف کرد .

آورده اند روزی ناصرالدین شاه از همین اقا پرسید : " در مملکت چه چیز از همه بیشتر داریم ؟ "

گفت : " قربان ، پزشک ." ناصرالدین شاه پرسید : "دلیل این سخنت چیست ؟ "

اعتمادالسلطنه گفت :" پاسخش را خواهم گفت !! " دستمالی بر سرش بست و وانمود کرد که دندانش درد می کند ....

یکی گفت : شلغم جوشیده بخور ؟

یکی گفت : هلیله بادام علاج است.

دیگری گفت : سر یشم  جوشیده سودمند است .

و هریک فراخور دانش خود چیزی تجویز کرد !

اعتمادالسلطنه گفت : قربان تنها خواستم عرضی را که هفته پیش کردم تاکید کنم که در مملکت ما پزشک از همه چیز بیش تر است ؟!!

 

اگر اعتماد السلطنه امروز زنده بود می دید که نه تنها پزشک زیاد داریم بلکه همه چیز از همه چیز فراوان داریم !!

سیاستمدار ، ادیب ، فیلسوف ، منجم ، نقاش ، باغبان ، خیاط ، نانوا ..

ودلیل آن دو چیز است : یکی نبودن تخصص و دیگری داشتن ادعا ..!!

هر ایرانی کم وبیش امروزه مانند دو هزار سال پیش یونان قدیم فیلسوف است ، یعنی از هر کاری اندکی می داند یا ادعای دانستن آن را دارد و عتت عقب ماندن و عدم سرعت درکارهای مملکت ،نیز همین است !

ایرانیان ادعا دارند : هرچه خوبان همه دارند ما تنها داریم !!!

عجب اینجاست وقتی به استخو انهای پوسیده پدرانمان می نازیم ، در عمل به سخنان انان از همه نادان تریم .

دکتر علی حلبی

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 8:13  توسط آفتاب ایرانی  | 

بازسازی دنیا

پدر روزنامه می‌خواند اما پسر کوچکش مدام مزاحمش می‌شود. حوصله پدر سر رفت و صفحه‌ای از روزنامه را که نقشه جهان را نمایش می‌داد جدا و قطعه قطعه کرد و به پسرش داد.

?بیا! کاری برایت دارم. یک نقشه دنیا به تو می‌دهم، ببینم می‌توانی آن را دقیقاً همان طور که هست بچینی؟?

و دوباره سراغ روزنامه اش رفت. می‌دانست پسرش تمام روز گرفتار این کار است. اما یک ربع ساعت بعد، پسرک با نقشه کامل برگشت.

پدر با تعجب پرسید: ?مادرت به تو جغرافی یاد داده؟?

پسر جواب داد: ?جغرافی دیگر چیست؟ پشت این صفحه تصویری از یک آدم بود. وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم، دنیا را هم دوباره ساختم.?

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 15:33  توسط آفتاب ایرانی  | 

نوال الزغبی

نام کامل : نوال جورج الزغبی

نام هنری : نوال الزغبی

تاریخ تولد  June 29Th 1972:

محل تولد :جل الدیب / لبنان

ایمیل آدرس:

 info@nawalalzoghbi. net

وب سایت رسمی:

www.nawalalzoghbi. net 

شماره تلفن منشی:

 Lebanon +961-472-1666

 

نوال الزغبی اولین ستاره ای بود که از کشورش اومد! او بود که سبک موسیقی عربی را تحول عظیمی داد. او سبک موسیقی عربی را عوض کرد. او یک نوجوان 18/19 ساله بود که کار خوانندگی رو شروع کرد. بزرگترین مشوق نوال برای این کار خانواده او بود و به گفته نوال من همیشه این موفقیتم رو از خانواده خودم دارم و همیشه و هر کجا از آنها قدر دانی میکنم.

 

 

اولین آلبوم موفق نوال "و حیاتی عندک" نام داشت که در سال 1992 ارایه شد و با چه موفقیتی از آن استقبال شد

 

                  

نوال دارای سه فرزند هست اولین فرزند او دخترش "تیا" نام دارد و همچنین دو پسر دو قلو که "جوی" و"جورجی" نام دارند.

 

                    

 ماه نجومی نوال سرطان هستش. ورزش مورد علاقه او تنیس و شنا هستش. خوانندگان مورد علاقه او ریکی مارتین و انریکو وجنیفر لوپز و سلن دیون و بریتنی اسپریس هستند که به گفته نوال از صدایی زیبا بر خوردارند.

 

                           

 موزیک مورد علاقه نوال "طول عمری " هستش. نوال هم اکنون با خانواده خودش در لبنان زندگی میکند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 15:46  توسط آفتاب ایرانی  | 

تفاوتهای من و رئیسم

 

وقتی من یک کاری را دیر تمام می‌کنم، من کند هستم.

وقتی رئیسم کار را طول دهد، او دقیق و کامل است.

 وقتی من کاری را انجام ندهم، من تنبل هستم.

وقتی رئیسم کاری را انجام ندهد، او مشغول است.

 وقتی کاری را بدون اینکه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.

وقتی رئیسم این کار را کند، او ابتکار عمل به خرج داده است.

 وقتی من سعی در جلب رضایت رئیسم داشته باشم، من چاپلوسم.

وقتی رئیسم، رئیسش را راضی نگاه دارد، او همکاری می‌کند.

 وقتی من اشتباهی کنم، من نادان هستم.

وقتی رئیسم اشتباه کند، او مانند دیگران یک انسان است.

 وقتی من در محل کارم نباشم، من یک جایی خارج از محل کار در حال گشت‌زدن هستم.

وقتی رئیسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.

 وقتی یک روز مرخصی استعلاجی داشته باشم، من همیشه مریض هستم.

وقتی رئیسم در مرخصی استعلاجی باشد، او حتماً خیلی بیمار است.

وقتی من مرخصی بخواهم، باید یک جلسه دلیل و توجیه بیاورم.

وقتی رئیسم به مرخصی برود، باید می‌رفت چون خیلی کار کرده است.

وقتی من کار خوبی انجام می‌دهم، رئیسم هرگز به خاطر نمی‌آورد.

وقتی من کار اشتباهی انجام دهم، رئیسم هرگز فراموش نمی‌کند.

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 10:45  توسط آفتاب ایرانی  | 

دیدنیهای ایتالیا

ايتاليا در مركز درياي مديترانه واقع شده است،‌دريايي كه تولد تمدنهاي بسياري را بخود ديده است. ايتاليا داراي تاريخي غني از تماسها و تبادلاتي می‌‌باشد كه بر مردم، اقتصاد و فرهنگش تاثير گذاشته است.

فنيقي ها ،‌يوناني ها ،‌كارتاژها ،‌اعراب و نورمن ها از جمله مللي می‌‌باشند كه در طول قرون با تاثير گذاشتن بر فرهنگ محلي ايتاليا، باعث گرديده‌اند تا ايتاليا بطور فوق العاده اي غني از آثار معماري و هنري می‌‌باشد.


بر اساس محاسبه اي كه يونسكو انجام داده، بيش از نيمي از ميراث فرهنگي جهان در كشور ايتاليا واقع شده است، كشوري كوچك كه مساحتش فقط 25/0 % از كل خشكي هاي جهان می‌باشد.


نشانه هاي باقيمانده از گذشته ،‌آثار هنري و تنوع فوق العاده طبيعت در شبه جزيره ايتاليا از جمله عوامل جذب توريست به این كشور می‌‌باشد كه امروزه يكي از توريستي ترين كشورهاي جهان محسوب می‌شود.

غناي ميراث هنري ايتاليا در هر حالتي غير قابل محاسبه می‌‌باشد. درخشش هنر با آثار غير قابل شمارش آن، شاهكارهاي استادان بزرگ، نسلهاست كه گردشگران خارجي را به سوي خود می‌‌خواند.

                            

رم، فلورانس، ونيز و بسياري شهرهاي ديگر، از جمله مقصدهاي هنري هستند كه برنامه هر بازديد كننده اي از شبه جزيره ايتاليا را تشكيل می‌دهند. اما فراموش نكنيم كه در كنار اين شهرهاي بزرگ و معروف، ميراثهاي فرهنگي پنهاني هم در شهرهايي با تاريخ هزار ساله وجود دارند كه البته در مسير اصلي بازديدها قرار ندارندو عليرغم اينكه كمتر شناخته شده اند، اما به همان اندازه شهرهاي هنري ايتاليا داراي جذابيت می‌‌باشند.اما غناي هنري پراكنده در هر منطقه نبايد باعث شود كه هنرهاي مردمي موجود را بيانگر تنوع ايتاليا و سنن منطقه اي آن می‌‌باشد، در درجه دوم اهميت قرار دهيم.

براي شناخت ايتاليا با بازديد از شهرهاي معروف به همراه موزه ها و ميادين آن كافي نيست، بلكه براي نيل به اين مهم، بايد دنياي رنگارنگ به اصطلاح ايتالياي كوچك را كه غني از زيباييهاي طبيعي و هنري بي حساب و صدها مركز شهري كوچك و متوسط كه برخي از آنها پايتخت هاي باستاني با آثاري اصيل و بي نظير می‌‌باشند، نيز در نورديد.
 

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 10:22  توسط آفتاب ایرانی  |